تهران امشب قاط زده بود. هوای بارانی و ترافیک معمولا سنگین شامگاهی دست به دست هم داده بودند تا وضعیت تهران «بحرانیتر» از «بحران معمول» شود. صف عظیم ماشینها ساعتها بدون حرکت مانده بود و کار به جایی رسید که جانم را بر ماشین ترجیح دادم و با هزار سختی توانستم یک جای خالی پارک پیدا کنم. ماشین را گذاشتم و جانم را نجات دادم.
باقی مسیر را زیر باران پیادهروی کردم و چند تایی هم عکس گرفتم که به زودی منتشر خواهم کرد.



صندوقک گفت،
نوامبر 4, 2008 در 4:32 ق.ظ.
خوشا بحالتون که این فکر را کردید من مجبور بودم بروم و…
ayeh گفت،
نوامبر 4, 2008 در 6:59 ق.ظ.
سلام
چه جالب : قدم زدن زیر بارون ، عکاسی در بارون ، از شر ماشین رها شدن در یک شب بارونی.
واقعا هیجان انگیز و زیباست.
منتظر عکس ها هستم
——————–
دلتان دور از غم
nillgoonn گفت،
نوامبر 4, 2008 در 7:52 ق.ظ.
خيلي وقته عكس تازه اي نگذاشتين، من منتظرم