دستهایی که پژمرده نمیشوند
بدست bamdadi
اکثر دخترا وقتی دستشونو میگیری، دستشون تو دستِت پژمرده میشه یا فکر میکنن باید همهش دستشونو تکون بدن، انگار میترسن کِسِل بشی. اما «جین» فرق میکرد. وقتی میرفتیم سینما یا یه همچین جایی، دستِ همو میگرفتیم و تا آخر فیلمَم ول نمیکردیم، اونم بدونِ تکوندادن و شلوغبازی راه انداختن. آدم در این مورد با «جین» راحت بود، نگران نمیشد دستش عرق بکنه یا نه. مسئله اینه، آدم احساس رضایت میکرد. واقعا احساس رضایت میکرد.
جی. دی. سالینجر – ناتور دشت – محمد نجفی
خوبه ! اسم نويسنده به اينكه فكر بدي نكنم خيلي كمك كرد
و گاهی شاید …
کتاب گور به گور اثر ویلیام فاکنر با ترجمه دریابندری رو هم حتماً بخون.
@ حميد امير سمساري:
متوجه منظورت نشدم
@ سحرگاه:
ممنون به خاطر معرفی. حتما تهیه میکنم.