من مجنون هستم

دلم می‌خواهد تندروی نکنم. دلم می‌خواهد میانه‌رو باشم. این جمله‌ها را مدام با خودم تکرار می‌کنم. تندروی نکن،‌ تصمیم عجولانه نگیر، احساساتی نشو، تندروی نکن، نکن نکن نکن.

اما دلم نمی‌خواهد آرام بمانم و معتدل. من اهل دیار شیفتگی هستم؛ دیوانه می‌شوم، غرق می‌شوم در حسرت و سودا و شور و اضطراب و فراموشی.

من از مهار نفرت دارم، من مجنون هستم.

4 دیدگاه

  1. کتایون گفت،

    نوامبر 12, 2008 در 7:09 ب.ظ.

    سلام بامدادی جان. مجنون شدن هم حال و هوایی دارد به شرط آنکه از پا تا به سر مجنون شوی.
    راستی گمانم باید آن لینک روزانه های مرا برداری!

  2. عاطي گفت،

    نوامبر 15, 2008 در 3:53 ب.ظ.

    بهترين لحظات زندگي آدمه. نصف عمر كسي كه نشده تا حالا به فنا رفته

  3. bamdadi گفت،

    نوامبر 17, 2008 در 4:22 ب.ظ.

    @ کتایون:

    لینک‌های روزانه‌ی شما می‌ماند تا وقتی که بازگردید یا لینک‌های روزانه‌ی جدیدی معرفی کنید :)

  4. bamdadi گفت،

    نوامبر 17, 2008 در 4:31 ب.ظ.

    @ عاطي:

    مجنون بودن و شدن بهترین و بدترین لحظات زندگی آدم رو همزمان رقم می‌زنه.


فرستادن دیدگاه