نجواها

همیشه این‌جور وقت‌ها کاری نمی‌کنم

by bamdadi

مهمانی کوچکی بود. به زور ده نفر می‌شدیم. بیشتر زن و شوهر بودن، من و «س» هم مجردهای جمع. من دوربین به دست بودم و شکار لحظه می‌کردم، راستش چون بحث‌ها را اغلب کسل‌کننده می‌دیدم.

نفهمیدم چه شد که ناگهان دیدم بحث کشیده شده به انتخاب شدن اوباما. زن یکی از بچه‌ها که عاشق فیلم‌های هندی و مجله‌های تبلیغ هاکوپیان است گفت: اصلا من اعتقاد دارم سیاه‌ها فقط برای همون برده بودن خوب هستند!

همه ساکت شدند، جو سنگین شد. دوستی‌ها انگار متوقف شد. یکی پرسید: شوخی می‌کنه بابا!

زن با بی‌قیدی و خنده تکرار کرد که باور دارد سیاه‌پوست‌ها برای برده بودن خوبند…

چند تا از بچه‌ها بحث را عوض کردند تا نکبتی که در هوا شناور بود فراموش شود.

من اما دلم می‌خواست بروم و بزنم توی گوشش.

کاری نکردم. همیشه این‌جور وقت‌ها کاری نمی‌کنم.

نمایشگاه کتاب‌های خارجی و دو کتاب

by bamdadi

چهارشنبه رفتم نمایشگاه کتاب‌های خارجی در فروشگاه کانون فکری کودکان و نوجوانان واقع در خیابان حجاب (امتداد وصال شیرازی به سمت خیابان فاطمی). دو ساعتی چرخیدم و دو تا کتاب هم خریدم که حدود 35 چوق برایم آب خورد :) یک کتاب درباره‌ی عکاسی سیاه و سفید و دیگری هم مجموعه‌ی آثار اِشِر (M.C. Escher). اولی را هنوز نگاه درستی نکرده‌ام، اما دومی مرا دیوانه کرد!

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 1,375 مشترک دیگر بپیوندید