همیشه این‌جور وقت‌ها کاری نمی‌کنم

مهمانی کوچکی بود. به زور ده نفر می‌شدیم. بیشتر زن و شوهر بودن، من و «س» هم مجردهای جمع. من دوربین به دست بودم و شکار لحظه می‌کردم، راستش چون بحث‌ها را اغلب کسل‌کننده می‌دیدم.

نفهمیدم چه شد که ناگهان دیدم بحث کشیده شده به انتخاب شدن اوباما. زن یکی از بچه‌ها که عاشق فیلم‌های هندی و مجله‌های تبلیغ هاکوپیان است گفت: اصلا من اعتقاد دارم سیاه‌ها فقط برای همون برده بودن خوب هستند!

همه ساکت شدند، جو سنگین شد. دوستی‌ها انگار متوقف شد. یکی پرسید: شوخی می‌کنه بابا!

زن با بی‌قیدی و خنده تکرار کرد که باور دارد سیاه‌پوست‌ها برای برده بودن خوبند…

چند تا از بچه‌ها بحث را عوض کردند تا نکبتی که در هوا شناور بود فراموش شود.

من اما دلم می‌خواست بروم و بزنم توی گوشش.

کاری نکردم. همیشه این‌جور وقت‌ها کاری نمی‌کنم.

13 دیدگاه

  1. آقا امین گفت،

    نوامبر 14, 2008 در 10:44 ب.ظ.

    بعضی موقع ها آدم ها حرفی می زنن که خودشون هم بهش اعتقاد ندارن ! فقط یه چیزی می گن که یه حرفی زده باشن! من اینجوری فکر می کنم درمورد اون خانوم !

  2. نوامبر 14, 2008 در 11:36 ب.ظ.

    درس بزرگیه، آدم می تونه این باتلاق را رو خوب بشناسه و سعی کنه دیگه پاش رو اون جا نگذاره.

  3. مازيار گفت،

    نوامبر 15, 2008 در 5:42 ق.ظ.

    شايد حماقت هاي بشر يا يك جامعه به طور كلي كم رنگ شده باشه اما حماقت هاي انفرادي تا دلمون بخواد هستند هنوز. و من هم واقعا دوست دارم اين جور آدم ها رو بزنم..واقعا

  4. نوامبر 15, 2008 در 7:16 ق.ظ.

    شاید تنها قصدش جلب توجه بوده… شاید هم از برده خوشش میاد اونم سیاه پوست ;) خوب کردید نزدید ارزشش رو نداشت P:

  5. نوامبر 15, 2008 در 11:30 ق.ظ.

    [...] پست آقای بامدادی، شماره 3 این پست من باشد، یا شماره [...]

  6. حنان گفت،

    نوامبر 15, 2008 در 12:01 ب.ظ.

    عاشق فیلم‌های هندی و مجله‌های تبلیغی!
    از هرکس همان تراود که در اوست!

  7. آرش گفت،

    نوامبر 16, 2008 در 9:20 ق.ظ.

    من این جور مواقع ممکنه خواهر و مادرشو به هم پیوند بدم و همیشه هم ضرر کردم بازم نمیشه جلو خودمو بگیرم

  8. bamdadi گفت،

    نوامبر 17, 2008 در 4:25 ب.ظ.

    @ آقا امین:

    امیدوارم همین‌طور باشه.

  9. bamdadi گفت،

    نوامبر 17, 2008 در 4:25 ب.ظ.

    @ هزاران نقطه:

    باتلاق کلمه‌ی خوبیه برای این وضعیت. چون ورود بهش ساده‌تر از خروج ازشه و بوی بدی هم می‌ده.

  10. bamdadi گفت،

    نوامبر 17, 2008 در 4:29 ب.ظ.

    @ مازيار:

    مازیار بزرگوار، نکته‌ی جالبیه، اما حماقت‌های اجتماعی هم چندان کمرنگ نشدن. مثلا موضوع جنگ یا محیط زیست یک موضوع جمعی‌ست.
    بشر امروز هنوز خیلی کودک و خامه. شاید چندین هزاره‌ی دیگه لازم باشه که به درک و بلوغ اجتماعی هم برسه.

    باید صبور و خوش‌بین باشیم دوست نادیده‌ی من.

  11. bamdadi گفت،

    نوامبر 17, 2008 در 4:29 ب.ظ.

    @ manbedoonesansoor:

    ارزشش رو نداشت، در این مورد به خصوص دست‌کم خوشحالم که سیاست بی‌اعتنایی و سکوت رو پیشه کردم.

  12. bamdadi گفت،

    نوامبر 17, 2008 در 4:31 ب.ظ.

    @ حنان:

    :)

  13. bamdadi گفت،

    نوامبر 17, 2008 در 4:32 ب.ظ.

    @ آرش:

    گاهی وقت‌ها باید سکوت کرد.


فرستادن دیدگاه