کمی تخیل و پیشنهاد یک اختراع
بدست bamdadi
کم تحرکی، کم تحرکی… بیشتر اوقات یا پشت میز هستم یا پشت ماشین یا در حال استراحت. ابعاد بزرگ این شهر، ضرورت استفاده از وسایل نقیلهی موتوری و به خصوص ماشین شخصی که ترکیبی از تنبلی و احساس نیاز واقعی است و همینطور ترافیک سنگینی که باعث میشود ساعتها پشت رُل آهنگ گوش دهم «کم تحرکی» را حتی شدیدتر کرده است.
دوستی امروز به من گفت که توی دفتر کارش تلفن را در فاصلهی دوری قرار داده است تا هر وقت که زنگ میخورد مجبور شود از پشت کامپیوتر / میز بلند شود و به سویش راه برود. این کار را گاهی با موبایلش هم انجام میدهد. به نظرم ایدهی جالبی رسید. شاید زیاد «راحت» نباشد اما کلی «بهانه» برای تحرک به آدم میدهد. آدمی که به خاطر کمهمتی به ورزش و تحرکش نمیرسد، دستکم باید عقل کند و زندگیاش را کمی «دشوار» کند تا به خاطر این دشواریها مجبور به حرکت شود.
همین ایده را دوست دیگری در مورد خانهاش به کار برده و به من میگوید: محل سکونت من آسانسور ندارد، من همیشه از پلهها استفاده میکنم. راستش وقتی اینجا را انتخاب میکردم از اینکه آسانسور ندارد خوشحال شدم.
کمی هم تخیل!
بعد به فکرم رسید که ماشینهایی اختراع کنند که راندَنشان از لخاظ فیزیکی «سَخت» باشد! مثلا برای دور زدن به جای یک دور فرمان، مجبور باشی 30 دور بزنی! یا گاز دادنش به صورت رکابی باشد، مثل دوچرخه مجبور باشی برای گاز دادن رکاب بزنی! یا برای دنده عوض کردن مجبور شوی شدیدا زور بزنی! حتی میشود مکانیسمی طراحی کرد که حتی وقتی ماشین در جا کار میکند مجبور باشی برای روشن نگاه داشتن موتور رکاب بزنی
شاید اگر همچین ماشینی به بازار بیاید، من یکی بخرم!
نخندید! شاید خندهدار باشد، ولی فکرش را بکنید. در روزگاری که روز به روز تحرک آدمها کمتر میشود، شاید مجبور شویم بهانههای مختلف برای تحرک را زیاد کنیم. راستی چرا که نه؟ شاید خیلی از آن استقبال شود. مردمی که فرصت ورزش کردن ندارند و مدام در حال رانندگی هستند، به کمک این اختراع میتوانند تمام اوقات مردهی توی ترافیک و شهر و پشت رُل را به فرصتهایی برای ورزش کردن تبدیل کنند!
گاهی باید خودمان را «مجبور» به تحرک کنیم. حتی اگر اسمش را نشود ورزش گذاشت، از بیتحرکی مرگآور بهتر است.
اگر بدانید چقدر با این پستتان موافقم. به عنوان کسی که اکثر اوقاتم را پشت میز می گذرانم. گاهی احساس یک آدم فلج را پیدا میکنم. یک تردمیل هم در منزل هست که وقتی می روم خانه انقدر خسته ام که حال استفاده کردن ندارم باید به کارهای خانه برسم. گاهی فکر میکنم کارم که نشستنی است چرا وقتی می رسم خانه اینقدر خسته ام. گاهی هم که یکم ورزش می کنم چنان بدن دردی می گیرم که از خیرش می گذرم. خلاصه که فکر کنم با این وضع دچار پیری زودرس هم خواهم شد.
خیلی موافقم. یه خوبی زوج و فرد شدن طرح ترافیک این بود که روزای زوج یکمی پیاده روی می کنم.حالا من یه مشکل دیگه اضافه دارم اونم اینه که از صبح تا عصر تو اتاق نشستم ماکزیمم با رئیس و همکارم حرف بزنم اونم در حد انجام کار ها و بقیه اش ساکت.باید مواظب باشیم حرف زدن یادمون نره
خوب است فقط کمی تغییرات لازم دارد یک سویچ به حالت نرمال به ان اضافه کنید که آدم توی جاده از رکاب زدن از حال نرود . مابقی مشکلی ندارد میتوانید ثبتش کنید
خب در واقع پيشنهاد هر دو دوستت به همون صورتي بوده كه اخيرا سازمانهاي مرتبط با سلامتي مي گن. امروزه بحث بر سر ورزش كردن در يه ساعت مشخص و جاي مشخص نيست. امروزه معتقدن فعاليت بدني بايد در شيوه زندگي ادغام بشه و بشر در هر كاري سعي كنه فعاليت بدني داشته باشه. فعاليت بدني هرم جالبي داره كه هر چه از راس به سمت قاعده اش مي ري فعاليت زياد مي شه بطوركي در قاعده هرم فعاليت بدني در زندگي ادغام مي شه. جالبه كه در راس هرم يه آدم چاق كه روي يه مبل دسته دار دراز كشيده و پاهاش رو دراز كرده و يه پاكت چيپس تو يه دستش و ريموت كنترل تو دست ديگه اش هست،قرار داره. مي دوني اگه براي هر بار كانال تلويزيون رو عوض كردن از جات بلند شي بين يك تا يك ونيم كيلوكالري انري مي سوزون. در مورد اتومبيلها قضيه ساده تره. اگه مردم بفهمن كه بر خلاف تصوزشون با استفاده از اتومبيل شخصي نه تنها زودتر به مراكز مورد نظزشون نمي رسن بلكه به خاطر ترافيك سرعتشون هم كمتر مي شه قطعا پياده روي و دوچرخه سواري رو همراه با وسيله نقليه عمومي به ماشين شخصي ترجيح مي دن. اين مستلزم افزايش آگاهي در سطح جامعه است البته.
شرمنده اين خودش يه پست شد انگار.
بد فکری نیست ها.
@ manbedoonesansoor:
نکته همینه. اگر بشه فعالیت و تحرک رو به نوعی توی زندگی روزمره گنجاند خیلی از مشکلاتی که شما گفتی حل میشه. دیگه لازم نیست لزوما شب به وقت استراحت ورزش کنیم، بلکه در طول روز و همزمان با کار یا فعالیت روزانه ورزش میکنیم.
@ maryamss:
به زوج و فرد بودن از این دیدگاه نگاه نکرده بودم. واقعا هم شاید بتونه بهانهای برای پیادهروی باشه.
@ سمبوسه:
باهات موافقم
همچین سویچی خیلی لازمه، به خصوص اگه مسافر خسروی – گواتر باشی
)
@ کتایون:
ممنون از کامنت خوبت. کامل بود و روشنگر. سپاس فراوان.
@ کمانگیر:
ارادت رفیق.
حالا تا همچین ماشینی اختراع بشه، بهتر نیست که از همون دوچرخه استفاده کنیم؟! هرچند دوچرخه سواری تو جادهها و معابر ایران کار راحتی نیست (خصوصا برای خانمها) اما باز هم خیلی جاها میشه ازش استفاده کرد. امتحان کنید!
@ حنان:
دوچرخه رو پایه هستم، ولی خوب اگه مسافت طولانی باشه نمی شه با دوچرخه رفت. در نظر بگیر که این ماشین تخیلی من، نیروی محرکهاش رو از پا نمی گیره، رکاب زدن فقط بهانهای برای ورزش است.
واقعا یه همچین اختراعی برای یعضی رشته ها ضروریه. مثلا مهندس کامپیوتر برای تایپ کردن لگد بزنه به یه صفحهه کلید بزرگ ( صفحه لگد) یا به جای حرکت دادن موس روی یه پد راه بره اگرم خواست کلیک کنه یه دور جفت پا بپره روی پد
.
خط ۱۱ هم خودش نعمتی است که هنوز جواب می ده پیاده روی هم گاهی خیلی فازمی ده.
با سلام و مر … چند بود؟ آهان : 30 ازمطلب جالبتون !
راستي موتور گازي چطوره ؟
ببخشيد توي كامنت قبلي آدرس ايميلم اشتباه شد. درستش اينه !
همچین ماشینی هست. پیکان. خصوصا مدلای آخرش، فرمون سفت؛ کلاچ شدیدا خشک و دنده متناسب با همون! خلاصه به شوخی به بچه ها می گفتم که روندن این ماشین خودش یه ورزشه!
))
محمد:
))
عجب راست میگیها
ارزش واقعي صاعقه گيرخازني(الكترونيكي) ؟
ميدانيم كه هميشه درست قبل ازوقوع صاعقه بطورطبيعي هواي محيط پرميشودازهواي باردارشده(يون هاي مثبت ومنفي هوا)كه به سرعت درحال جابجايي وپولاريزه شدن اند.
صاعقه گيرهاي الكترونيكي علاوه بريك ميله مسي يافولادي كه صاعقه گيرهاي معمولي (فرانكليني)دارند،داراي يك مداروبانك خازني نيزهستندكه ازيونيزه شده هوادرزمان قبل ازوقوع صاعقه استفاده كرده ومرتب پروخالي ميشوندبطوريكه همين پروخالي شدن موجب يونيزه شدن بيشترهواي اطراف ميله صاعقه گيرتاچندين برابرمعمول ميشوند.اين پروخالي شدن خازنها باعث ميشودتاراهي آسان تربامقاومت الكتريكي كمتردرمسيرصاعقه بازشودوصاعقه آسان تروسريع تردريافت وبه زمين هدايت شود.
بنابراين فرق صاعقه گيرالكترونيكي بامعمولي درسيستم خازني اضافه اي است كه آنهادارندوعلي الاصول نبايدازنظر قيمتي چندان گران ترازنوع معمولي باشند فوقش به اندازه بهاي سيستم خازني اضافه اي كه دارند،امافروشندگان ، آنهاراگاه تا250 برابر قيمت صاعقه گيرفرانكليني يعني حدود 5 ميليون تومان عرضه ميكنند.دريك بررسي پژوهشي مشخص گرديده كه اين دونوع صاعقه گيردرشرايط برابرازهر10 صاعقه 8 تاي آن توسط صاعقه گير(ESE)و2 تاي آن توسط صاعقه گيرمعمولي(فرانكليني)دريافت شده كه بااين حساب بايد صاعقه گيرخازني(ESE) 4 برابرصاعقه گيرمعمولي(فرانكليني) قيمت داشته باشدنه 250 برابر!
سازندگان فرانسوي حتي يك استاندارد مشكوكي نيزدرسال 1995 براي آن تنظيم كرده (NFC-17102) وبراساس آن صاعقه گيرهاي توليدي خودراآزمايش كرده وميفروشند.
ادعاي سازندگان وفروشندگان صاعقه گيرالكترونيكي براين است كه اين نوع صاعقه گيرپوشش وسيعي تاشعاع 80 متري اطراف خودراداردوازنظرارتفاع هم حدود 5 مترنسبت به صاعقه گيرهاي معمولي بلندترعمل ميكند.
اين ادعاهاهم اكنون تحت بررسي محققين ودانشمندان ميباشدكه اغلب آنهابانظرترديدبه اين موضوع نگاه ميكنندومتاسفانه هنوزآزمايش مشخصي هم كه صحت وسقم اين ادعاهارامعلوم كندودقيقانسبت كارآيي وپوشش آنهارانسبت به هم ارزيابي كندوجودندارد.