یکی از دوستهای خوبم تماس گرفت. اول احوال پرسید و خبر گرفت و اینها. ولی از همان ثانیههای اول مکالمه حس کرده بودم حرفش چیز دیگری است…
تا اینکه گفت. گلایه کرد و حق هم داشت. من اشتباه کرده بودم و مقصر بودم.
حرفهایی زده بودم، به شوخی و بدون فکر شاید اما به هر حال باعث رنجش شده بود. نکته اینجاست که وقتی آن حرفها را میزدم شاید اصلا متوجه «نامناسب» بودنشان نشده بودم، حرف آمده بود و بدون فکر گفته شده بود.
اشتباهم را پذیرفتم و عذر خواستم. همینطور تشکر کردم از اینکه مرا قابل دانسته و به من گفته است.
به خودم میگویم خدا میداند چند بار دیگر از این حرفها زدهام و آدمهایی عزیز را رنجانیدهام و هرگز هم نفهمیدهام. آرزو میکنم همیشه اگر ناخواسته و یا از سر بیفکری کسی را میرنجانم من را قابل بداند و اشتباهم را گوشزد کند. اینطوری دستکم میتوانم ایرادات رفتاری یا گفتاری خودم را بشناسم و سعی کنم بهتر باشم.
شرمندهام از حرفی که زدهام و خوشحال از اینکه دوستی چنین خوب دارم.
با خودم تکرار میکنم:
یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن، یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن….



littlefarbod گفت،
نوامبر 18, 2008 در 10:13 ق.ظ.
یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن!!
هزاران نقطه گفت،
نوامبر 18, 2008 در 10:47 ق.ظ.
یا حرف نزن یا فکر کن و حرف بزن
مادرانه گفت،
نوامبر 18, 2008 در 10:59 ق.ظ.
این تنبیه، زیاد نبود؟
bamdadi گفت،
نوامبر 18, 2008 در 11:19 ق.ظ.
@ littlefarbod:
چشم حتما
bamdadi گفت،
نوامبر 18, 2008 در 11:20 ق.ظ.
@ هزاران نقطه:
حتمن، باید باز هم با خودم تکرار کنم که ملکهی ذهنم بشه.
bamdadi گفت،
نوامبر 18, 2008 در 11:20 ق.ظ.
@ مادرانه:
نه زیاد نبود.
کتایون گفت،
نوامبر 18, 2008 در 12:35 ب.ظ.
اینقدر هم سختگیر نباش. نه افراط و نه تفریط. اگه بخوای این همه فکر کنی شاید دیگه هیچوقت حرف نزنی
آتوسا گفت،
نوامبر 18, 2008 در 1:46 ب.ظ.
نه خیر! قبول نیست. باید با خودکار بنویسی بعدشم اسکن کنی بذاری اینجا! فک کن!
bamdadi گفت،
نوامبر 18, 2008 در 10:53 ب.ظ.
@ کتایون:
کتایون جان سختگیر نیستم و خیالت راحت باشه، من حرف خواهم زد
منیره گفت،
نوامبر 20, 2008 در 9:39 ق.ظ.
یا حرف نزن یا حرف بزن. به هر حال فکر کن
ali گفت،
نوامبر 27, 2008 در 10:09 ب.ظ.
i am a firest timer here..thinking i s hard,but talk is cheap,so we can talk and then apology.how is that?,,,,good luck
bamdadi گفت،
نوامبر 28, 2008 در 4:39 ق.ظ.
منیره: چشم
حتما.
علی:
به نجواها خوشآمدی. فکر کردن سخته، برای همین هم هست که «گاهی» ازش فرار میکنیم.
بهناز گفت،
ژانویه 10, 2009 در 11:18 ق.ظ.
با سلام و تشکراز مطالب جالبی که مینویسی
همین که تو اشتباهت را پذیرفتهای و سعی در توجیه آن نداشتهای(برخلاف بسیاری از آدمها)و از دوستت دلجویی کردهای، نشان دهنده صداقت تو در دوستی است که خیلی باارزش است.
——————————————————————–
نجواها: مرسی بهناز جان.