دزدی اگر بالای صد میلیون دلار باشد اشکال ندارد
بدست bamdadi
توی صحرا هستم. فرید که همکار غیرمستقیم من است (توی یک شرکت دیگر کار می کند) وارد تریای صحرایی می شود که برای خودش قهوه درست کند. هیکل درشتی دارد به حدی که اولین چیزی که به نظرت می رسد بامزگی اوست تا اضافه وزن حیرت انگیزش.
انگلیسی دست و پا شکسته ای بلد است که آن هم نیمی به عربی آغشته است. می گوید:
- دو روز دیگه می رم خونه. حقوق این ماهو مزایای سالوبه حسابم ریختن. می رم که همه رو خرج کنم.
و قیافه ی خوشحال و ساده اش داد می زند که چطور قرار است همه ی پول ها را آتش بزند! بحث توی بحث می آید. من می گویم کمی هم پس انداز کن و از این جور حرف های کسل کننده می زنم. خوشبختانه جدی نمی گیرد و می خندد که باید قسط ماشینش را بدهد و قبض برق و فلان و بهمان و زندگی که این روزها خیلی گران شده است.
بعد هم نگاهی به من می اندازد و یواشکی می گوید:
- پایه بودی بریم یه بانک بزنیم.
- مشکلی نیس؛ ولی بانکش باید حسابی بزرگ باشه ها! من کمتر از صد میلیون دلارو نیستم.
- حالا چرا صد میلیون، به کمتر رضایت نمی دی؟
- آخه مطابق قوانین ایران دزدی اگر مقدارش کم باشه دادگاه و توبیخ و زندان داره. اما اگه مبلغ دزدی بره بالای صد میلیون دلار توبیخ که هیچی، کلی احترامتو می ذارن و تازه می شی عضو خاندان عزیز؛ محرم اسرار بزرگان.
چند لحظه از تعجب چشمهای ساده اش گرد شدند. بعد فهمید که دارم شوخی می کنم و خندید. بعد شک کرد که این شوخی چندان هم شوخی نیست و دوباره جدی شد. فکر کنم چند لحظه ای حسابی توی شک افتاده بود!
آدم شناس هم که نباشم، ساده هم که باشم؛ این قدر پیراهن پاره کرده ام که بدانم آدم هایی که از شنیدن این جور شوخی ها چشمهایشان برای لحظه ای گرد شود؛ بعد بخندند؛ بعد دوباره جدی شوند؛ هرگز دزدی نخواهند کرد. این یکی را دیگر می دانم.
اين ادم ممكنه دزدي كنه (البته خودش هم نمي دونه چي شد كه دزد شدا!) اما هنوز دزدي كامل نشده كه پليس مي رسه ….