نجواها

ویرا نام چه گلی است؟

by bamdadi

قدش به سختی به نصف من می‌رسد و سنش را هم اصلا نمی‌توانم حدس بزنم. این مشکل را همیشه با اهالی آسیای جنوب شرقی دارم، سن‌شان برایم نامشخص است. ویرا به راحتی ممکن است 20 ساله باشد ولی راستش اگر بفهمم 35 ساله است چندان تعجب نخواهم کرد.

کم حرف می‌زند و بدون سئوال کردن کارش را انجام می‌دهد؛ یعنی دقیقا یک اندونزیایی تیپیکال. بر عکس ما خاورمیانه‌ای‌ها که زیاد حرف می‌زنیم و کم کار می‌کنیم و زیادتر هم سئوال می‌کنیم این بنده‌های خدا حرف کم می‌زنند سئوال اصلا نمی‌‌پرسند و زیاد هم کار می‌کنند.

چون از اندونزی به صورت موقت به عمان آمده به نوعی میهمان ما محسوب می‌شود. این حالت کم حرفی‌اش برای من که از یک فرهنگ پر از تعارف‌های کلامی می‌آیم صورت خوشی ندارد. هی گشتم دنبال جمله‌ای چیزی که دست کم احساس غریبی نکند (از نظر خودم!) تا این که این دیالوگ برقرار شد:

- حالا از میون این 6000 تا جزیره تو اهل کدام هستی؟
- جاوا

یاد فیلمی در مورد جاوا افتادم که پر از آتشفشان‌های فعال و ماگماهای سیال بود. به نظرم هیجان انگیز آمد.

- همان جزیره که پر از کوه‌های آتشفشان است؟
- آره (با خنده)
- یعنی خونه‌ی شما هم نزدیک یکی از این کوه‌هاست؟ (با هیجان)
- نه خوشبختانه نه! (راست می گه خوب. برای من فیلم مستنده برای این بنده‌ی خدا محل زندگی)
- حالا ویرا یعنی چی؟
- به یه زبان محلی اندونزیایی می شه نام یه جور گل.

حالا قرار شده عکس این نوع گل رو نشونم بده. شاید تو فارسی معادل داشته باشه.
راستی تا جایی که می‌دانم فرهنگی در جهان یافت می‌نشود که نام گل را روی آقایان بگذارند. واقعا چرا آیا؟

از بس عکس‌هام رو پسندید دعوتم کرد

by bamdadi

فکر کنم اولین باری باشه که یک نفر بعد از دیدن فوتوبلاگم این قدر ذوق می‌کنه که منو دعوت کنه به کشورش  که بریم ماهیگیری و جنگل‌نوردی و اینا.

جالب نیست؟ حق ندارم ذوق کنم حالا؟

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 1,375 مشترک دیگر بپیوندید