چاق‌سلامتی‌ای که نیم‌ساعت طول می‌کشد

بدست bamdadi

«ویتسِه» همکار هلندی‌ام در ایران (که الان کاناداست) روزی به من گفت شما ایرانی‌ها مراسم سلام و احوال‌پرسی خیلی طولانی و جالبی دارید. هر بار که هم را می‌بینید کلی احوال هم را می‌پرسید که انگار سال‌هاست هم را ندیده‌اید. من لبخند می‌زدم و تایید می‌کردم :)

حالا یک چیزی بگویم. عمانی‌ها دست ما ایرانی‌ها را در این زمینه از پشت بسته‌اند. فرض کنید دو تا عُمانی که آخرین بار مثلا چند روز پیش هم را دیده‌اند امروز صبح هم را ببینند:

- سلام علیکم!

- و علیکم السلام!

- حال شما چطوره؟

- الحمدالله خوب. شما چطوری؟

- الحمدالله خوب. چه خبرها؟

- خبر خاصی نیست (یعنی خوبم)

- چه کارها می‌کنی؟

- کار خاصی نمی‌کنم (یعنی خوبم)

- اموراتت چطوره؟

- الحمدالله.

- خوشحالم از این‌که می‌بینمت.

- …

کل مکالمه به صورت سریع انجام می‌شود و حتی ممکن است از این هم طولانی‌تر شود چون مثلا سئوال «حالت چطوره؟» ممکن است به نسخه‌های مختلف تکرار شود و این سوال و جواب‌ها گاهی این‌قدر طولانی وسریع می‌شود که نمی‌فهمم چه می‌گویند. جمله‌ها نصفه و نیمه گفته می‌شوند و معمولا همراه با دست دادن، روبوسی و بغل کردن با چاشنی لبخند است. تازه این فقط شروع‌اش است (این فقط یعنی سلام!) بعد دیگر صحبت از کار و خانواده و این‌ها می‌شود که نیم ساعتی طول می‌کشد.

آی کیف می‌کنند وقتی این سلام و احوال‌پرسی را به عربی باهاشون انجام می‌دم. جوگیر می‌شوند و صحبت را به عربی ادامه می‌دهند، من کم می‌آورم و عوض می‌کنم به انگلیسی بعد عربی و انگلیسی‌شان قاطی می‌شود و کلی می‌خندند!


مشترک روزانه‌های آقای بامدادی شوید