اسکاتلند پر از قلعه‌س، راگبی ورزش آدم‌حسابی‌اس

بدست bamdadi

اسکاتلندی‌ها طنز خاصی دارند که فکر می‌کنم توی خونشان است و ربطی به آدمش ندارد. این‌ را از قبل می‌دانستم و برای دانستن‌اش اصلا احتیاجی نداشتم امشب شام‌ام را با یک اسکاتلندی تمام و عیار سر یک میز بنشینم.
آشنایی چندانی با آلکس ندارم. شاید در حد همین گفتگوی سر شام. راستش خیلی حرف زدیم. حالا یه فرازهاییش رو این‌جا می‌نویسم. اینو هم بگم که اون قسمت طنز کلامش رو نمی‌شه این‌جا منتقل کرد. اون لهجه‌ی نازنین اسکاتلندیش، اون نگاه مغرور و در عین حال ظاهرا خجالتی (که اصلا هم خجالتی نیست) رو باید بذاری کنار استفاده از ترکیب‌های عجیب و غریب و شیوه‌ی روایی منحصر به فرد که فقط یه اسکاتلندی می‌تونه به کار ببره….
.
ما اسکاتلندیا از انگلیسیا بدمون میاد. خیلی به ما بد کردن، همیشه تو تاریخ ما رو کشتن و سرکوب کردن.
اسکاتلند یه کشور مستقله تقریبا. یعنی تقریبا کاملا خودمختاری داره. ما وزیر اول داریم که یه چیزی تو مایه‌های همون نخست‌وزیر می‌شه. پرچم و تیم و زبان و قانون و مدرسه و سیستم خودمون رو داریم. حتی پول خودمون رو داریم! بهش می‌گن «پوند اسکاتلند» که بانک اسکاتلند می‌زنه، از نظر ارزش یه پوند اسکاتلند، مساوی با یه پوند انگلیسیه.
حالا این بی‌پدر مادر انگلیسیا وقتی می‌ری لندن یه بیست پوندی نشونشون می‌دی، یه نگاه مشکوکی می‌اندازن و پول رو وردانداز می‌کنن، انگار که جعلی باشه. باید بهشون نشون بدی که نوشته «بانک اسکاتلند». باز هم باور نمی‌کنن، پول ما رو قبول نمی‌کنن.
.
زبان ما در اصل این نبوده. ما گالیک صحبت می‌کنیم. این روزا دولت اسکاتلند خیلی داره سعی می‌کنه این زبان رو زنده کنه. تابلوها تو خیابون دو زبانه هستن، انگلیسی و گالیک، شبکه‌ی تلویزیونی گالیک داریم و خیلی چیزای دیگه. جوونا که روز به روز بیشتر پایه‌ی این زبون می‌شن.
.
از جزایر ارکنی، در شمال اسکاتلند پرسیدم.
این جزیره‌ها حتی یه دونه درخت هم ندارن و سراسر علفزارن. ساکنان‌اش باید حسابی کسل شده باشن. از بس باد شدید می‌وزه که درخت نمی‌تونه رشد کنه، تمام علفای سطح جزیره هم خمیده‌ شدن.
.
تو اسکاتلند تو تابستونا، ساعت دو و نیم صبح آفتاب طلوع می‌کنه. از اون طرف، تو زمستون کسایی هستن که اصلا رنگ آفتابو نمی‌بینن، فک کنم یارو صبح ساعت هشت که می‌ره سر کار هنوز هوا تاریکه و باقی روز رو هم که تو اداره‌س، ساعت چار که بر می‌گرده خونه هم غروب شده و تاریکه. خیلی ضد حاله، باور کن!
.
به یه اسکاتلندی باید گفت اسکاچ؟ یا اسکاتیش؟
هیچ‌کدوم! اسکات! یا اسکاتز. ولی به وضعیت اسکات بودن می‌گن اسکاتیش.
.
از قلعه‌ها پرسیدم.
اسکاتلند پر قصره. از اون قصرایی که توی فیلم‌ها می‌بینی. فقط یه تعداد معدودی از قصرها واقعا سکنه دارن، باقی یا مال دولت هستن،‌ یا خرابه شدن. آخه کی می‌تونه از عهده‌ی هزینه‌ی نگهداری قصر بر بیاد. خیلی از این قصر‌ا در واقع اصلن قصر نیستن، قلعه هستن. حالت دژ دفاعی داشتن و بیشتر توی نواحی ساحلی ساخته شده بودن که جلوی حمله‌ی اقوام دیگه مثل وایکینگ‌ها رو بگیره. رومی‌ها یه بار حمله کردن اسکاتلند که پشت دستشونو داغ کردن.
.
از ولزی‌ها پرسیدم.
هیچ‌وقت خبری رو درباره‌ی ولزی‌ا نمی‌شنوی، چون ولزی‌ها فقط توی دو چیز وارد هستند، یکی استخراج زغال‌سنگ و یکیم پرورش گوسفند. اولی که دیگه تمام شده و انگلستان زغالش را از چین می‌خره، حالا ولزیا موندن و گوسفنداشون. راستش ولزیا خیلی کسل کننده‌ان. اصلا بامزه نیستند.
لابد براشون جوک هم زیاد در میارین؟
آه تا دلت بخواد. مثلا «ولزیا با گوسفندا ازدواج می‌کنن!»
.
ایرلندی‌ها چطور؟
یه وقت به ایرلندی‌ها نگی بریتانیایی‌ان. شاکی می‌شن بدفرم! در واقع ایرلند یه کشور کاملا جداس با زبان و فرهنگ مستقل. اما یه قسمت کوچیک بالای ایرلند هس به نام ایرلند شمالی که بخشی از بریتانیاس. مشکل ایرلند شمالی هم اینه که تقریبا نصف ملت‌اش پروتستان هستن و شدیدا طرفدار پادشاهی انگلیس. اون نصفه‌ی دیگه هم کاتولیک‌هستن و طرفدار استقلال و سازمان آزادی‌بخش ایرلند مشهور هم کار همیناس. خلاصه بدجوری اوضاع ایرلند شمالی خر تو خره. انگلیس کلی نیروی نظامی داره اون‌جا.
.
بحث راگبی شد. گفتم راگبی با فوتبال آمریکایی فرق می‌کنه؟ بهش برخورد.
فرق می‌کنه؟! اصلا یه بازی دیگه‌اس فقط توپشون شبیه همه! تو راگبی هیچ لباس اضافه‌ای برای محافظت نباید بپوشی. واقعا بازی خشنیه. راگبی ورزش ملی ماست، خیلی برامون مهمه، توی مدارس بازی کردن راگبی اجباریه! ما همیشه می‌گیم راگبی ورزش آدم‌های وحشیه منتها آدم حسابی‌ها فقط اون رو بازی می‌کنن. فوتبال بر عکسه، مال آدم‌های متمدنه اما وحشی‌ها می‌رن سراغش!
.
Football is a gentleman’s game played by ruffians and rugby is a ruffian’s game played by gentlemen
.
من خودم مدرسه که می‌رفتم راگبی بازی کردم. دیگه بازی نمی‌کنم، خیلی خشنه، داغون شدم!
.
ما و فرانسویا تو تاریخ با هم همیشه دوست بودیم. آخه هر دومون از انگلیسی‌ها متنفریم! اسکاتلند و فرانسه کلی با هم مرواده‌ی تجاری داشتن. اون موقع‌ها همیشه فرانسوی‌ها با کشتی برای اسکاتلند‌ی‌ها شراب می‌آوردن، از اون موقع بود که ما سراغ شراب رفتیم!
.
.
.
.
خسته شدم از بس تایپ کردم. آلکس هم عجب پرحرفیه‌ها !!!

مشترک روزانه‌های آقای بامدادی شوید