من دستگاه خودپرداز نیستم
by bamdadi
بعد از چند وقت که تماسی نداشتهایم پیامک میزند و میپرسد: «فلان مبلغ داری به من قرض بدهی؟».
راستش دروغ چرا، همچین خوشم نیامد. مگر من دستگاه خودپرداز یا اینترنت بانکینگ هستم که با پیامک کار کنم؟ خوب تماس بگیر، بگذار صدای گرمت را بشنوم، گپی بزنیم و بعد حالا در خدمت هستم هر کاری که بتوانم انجام دهم. نه اینکه حالا که پیامک زده در عمل فرقی داشته باشد، چون به هر حال باز هم هر کاری از دستم بر بیاید انجام میدهم، اما خوب فرق آدمها و ماشینها در این است که آدمها نیاز به «صدا» دارند.
فکر کنم خودم هم در این زمینه زیاد ضعف دارم.
باید تمرین کنم که کمتر «پیامک» باشم و بیشتر «صدا» باشم و «حضور».