هنوز به قطب جنوب نرفته‌ام، اما ناگهان کاردرست شدم

تبریک عرض می‌کنم!

آخه چطوری ممکنه؟! یعنی به این سرعت؟

آفرین، چقدر خوش‌شانسی!

وای، راست می‌گی؟ مگه می‌شه؟ شوخی می‌کنی؟

آخ که خوشا به حالت!

لاتاری نبرده‌ام. برنده‌ی جایزه‌ی نوبل نشده‌ام، به آرزویم که سفر به قطب جنوب است نرسیده‌ام. این تبریک‌ها به خاطر هیچ‌ دست‌آورد علمی یا فنی یا اجرایی یا خدماتی یا انسانی من نیست، این‌ها به خاطر آدم خوبی بودن یا مهربان بودن یا پشتکار داشتن یا چه می‌دانم از این جور «چیزهای خوب بودن» نیست!

من ناگهان یک شبه تبدیل به یک آدم «حسرت برانگیز» و «موفق» و حتی «کاردرست» شده‌ام چون یک جایی در گوشه‌ای از این حباب خاکی، چند نفر تصمیم‌ گرفته‌اند یک تکه کاغذ را با مقداری چسب روی ترجمه‌ی شناسنامه‌ی من بچسبانند و رویش هم یک مُهر بزنند! آن هم درست در سال‌روز تولدم!

راستی راستی که من آدم «حسرت‌برانگیزی» هستم.

فقط نمی‌دانم خودم چرا «همچین» حس‌اش نمی‌کنم!؟


مشترک نجواها شوید

20 دیدگاه

  1. رویا گفت،

    دسامبر 19, 2008 در 12:02 ب.ظ.

    سلام
    مدت زیادی که خواننده وبلاگت هستم با برخی پست ها موافق و با برخی مخالفم اما وبلاگت رو دوست دارم
    به خصوص اینکه تک بعدی نیست و ادمی هستی که در مورد اغلب مسائل اطلاعات خیلی خوبی داری پست هایی هم که مباحث استراتژیک رو بررسی میکنی برای من جذاب هست

    اما الان اعتقاد دارم که پدر و مادرت باید بهت افتخار بکنن و خوشحال باشن که پسری مثل شما دارن

    راستش کار من هم در یک منطقه بد اب و هواست و اصولا حوصله حرف زدن ندارم منزوی هم هستم
    میگن کار ادم رو برخی رفتار ادم تاثیر میذاره دوستان میگن منزوی بودنم مال کارم در برخی موارد که از خودتون نوشتید دیدم شما هم گاهی حوصله ندارید
    از اینکه میبینم یکی پیدا میشه ادم رو درک بکنه خوشحالم
    همه میگن این ایراد بزرگیه حلش کن
    نظر شما چیه فکر میکنید کم حرفی و منزوی بودن ایراده؟؟

    • bamdadi گفت،

      دسامبر 19, 2008 در 1:02 ب.ظ.

      رویا:

      ممنون که نوشتی. شما کجا کار می‌کنی؟
      ممنون به خاطر نظر لطفی که نسبت به نوشته‌های من داری. در تماس باش.

  2. nillgoonn گفت،

    دسامبر 19, 2008 در 4:21 ب.ظ.

    تولد آقاي بامدادي با تاخير مبارك، پس شما فقط چند ماه از من بزرگترين :)
    بعد هم فكر مي كنم رسيدن به نتيجه هر تلاشي مايه مباهات هست، اميدوارم هر سال از اين هديه هاي تولد عالي بگيرين.

    • bamdadi گفت،

      دسامبر 27, 2008 در 3:37 ب.ظ.

      نیلگون:

      ممنون. شما مگه چه ماهی متولد شدین؟

  3. حنان گفت،

    دسامبر 19, 2008 در 6:00 ب.ظ.

    شما همیشه «کاردرست» بودی و هستی جناب بامدادی و البته این نه ناگهانی بوده و نه به علت چسب و کاغذ! راستی چی رو حس نمی‌کنی؟! آدم که حسرت خودش رو نمی‌خوره!
    (با اجازه شما دوست دارم چند خط برای «رویا» بنویسم. امیدوارم شما بر من ببخشید و او هم این رو بخونه.)

    • bamdadi گفت،

      دسامبر 27, 2008 در 3:37 ب.ظ.

      حنان:

      ممنون، شما به من لطف داری.

  4. حنان گفت،

    دسامبر 19, 2008 در 6:25 ب.ظ.

    رویا: من هم مثل تو تجربه‌ی کار در یک منطقه‌ی بد آب و هوا که خیلی چیز‌های بد دیگه هم داشت رو دارم. از این نظر می‌تونم درکت کنم. اما اون شرایط به ظاهر بد، برای من یک فرصت استثنایی شد. راست می‌گن که کار روی رفتار آدم اثر داره، اما اگر باعلاقه باشه مطمئنا آدم رو منزوی نمی‌کنه. اگر منزوی بودن (با تعریفی که خودت از انزوا داری) باعث می‌شه که از زندگی لذت نبری پس واقعا حلش کن. اینم بگم که هیچ آدمی نیست که همیشه حوصله‌ی همه چیزو داشته باشه.

  5. آزاده گفت،

    دسامبر 19, 2008 در 6:39 ب.ظ.

    تولدت مبارک. هرجا که هستی خوش باشی، ایشالله یه موقع هم قطب جنوب بطلبدت :) )

  6. دسامبر 20, 2008 در 11:15 ق.ظ.

    اول اینکه تولدتون مبارک. امیدوارم سلامتی همیشه همراهتون باشه. این از همه فکر کنم مهمتر باشه سلامتی روح و جسم. بعد هم D: اگه خرده نگیرید منم می خوام تبریک بگم به خاطر همون مهر و اینا ;) می تونه آغاز یک پرتاب باشه به اوج امیدوارم با موفقیتهای زیاد هم همراه باشه. من که خوشحالم براتون. شاد باشید.

    • bamdadi گفت،

      دسامبر 27, 2008 در 3:38 ب.ظ.

      من بدون سانسور:

      نه چرا خرده بگیرم،‌ ممنون و قدرشناس هستم از توجه و حضور خوب شما.

  7. ترمه گفت،

    دسامبر 20, 2008 در 1:36 ب.ظ.

    تولدتون مبارک! ببخشید دیر شد

    • bamdadi گفت،

      دسامبر 27, 2008 در 3:39 ب.ظ.

      ترمه:

      ممنون.

  8. صندوقک گفت،

    دسامبر 22, 2008 در 1:24 ب.ظ.

    حتما تبریک داره که گفتند

  9. Sh گفت،

    دسامبر 23, 2008 در 9:54 ب.ظ.

    Salam, Man mitoonam hads bezanam az addressi ke dadi hatman kar barat dar sarzamin Kangaroo ha dorost shode. Har ja hasti movaffagh bashi rafighe nadide mobarake inshala

    • bamdadi گفت،

      دسامبر 27, 2008 در 3:42 ب.ظ.

      ش:

      والله نه، حدس شما درست نیست :)
      ممنون که سر زدین.

  10. رویا گفت،

    دسامبر 23, 2008 در 10:48 ب.ظ.

    سلام

    بعضی وبلاگ ها به من ارامش میدهند به خاطر همین همیشه بهشون وفادار میمونم

    راستش جزه معدود دخترانی هستم که شرکت گاز من رو همراه با عده ایی راهی شهر های مختلف میکنه که همیشه در بدترین فصل کاره بیابانی و صحرایی داریم از اشتباه دوران جوانی انتخاب رشته مهندسی نفت بود
    در این بین باید با کارگرانی که 99% معتاد هستند هم سرو کله بزنم بماند
    اما در دو منطقه کار میکنم
    امیدیه انجا در حال احداث لوله گاز هستیم که به دلیل قرار ندادن هزینه مناسب برای لوله کشی اغلب با مشکل مواجه میشوند و ماهی چند بار و گاهی یک ماه یا بیش تر اقامت میکنیم
    در منطقه تبریز و حواشی ان اعم از شهرستانها, اموزش استفاده از وسایل گازسوز هم بماند
    اخ که چقدر مثل تو را پیش بینی می کنم ها زیادن

    • bamdadi گفت،

      دسامبر 27, 2008 در 3:42 ب.ظ.

      رویا:

      پس شما هم توی صنعت نفت هستین. کار دشواری دارین، به خصوص توی محیط کاملا مردانه فکر می‌کنم سختی کار برای شما دو چندان باشه.
      فکر کنم فقط بخش کوچکی از دشواری‌های کار شما رو من درک کنم. :)

  11. nillgoonn گفت،

    دسامبر 27, 2008 در 4:06 ب.ظ.

    فروردين سال بعد :)

  12. bamdadi گفت،

    دسامبر 27, 2008 در 4:33 ب.ظ.

    نیلگون:

    به‌به! پس بهاری هستین :)

  13. nillgoonn گفت،

    دسامبر 30, 2008 در 12:39 ق.ظ.

    :)
    ——-
    نجواها: :)


فرستادن دیدگاه