قابل پیشبینی بودن، قابل پیشبینی بودن، قابل پیشبینی بودن.
نامش که روی صفحهی موبایلم میافتد میدانم قرار است چه بگوید. دقیقا میدانم قرار است چطور احوالپرسی را شروع کند و بعد از کار و بارم بپرسد. بعد بحث را به این یکشاند که سرش شلوغ است و این روزها کسب و کارش خوب نیست. همین بهانهای میشود گه گریز آبکیای بزند به اقتصاد جهانی و اینکه وضعیت به کل خراب است و باید از ایران رفت و از این جور کارشناسیهای «مد روز». بعد تعارفی بزند که بله باید همدیگر را روزی از این روزها ببینیم و خلاصه خیلی وقت است که هم را ندیدهایم و هی از این جور حرفهای کسل کننده بزند و یک عالمه دقیقه بگذرد و من هی گوش ندهم و او هی ادامه دهد و من هی بگویم «آره» ، «بله» ، «واقعا» و کم کم احساس کنم که تا سر حد مرگ حوصلهام سر رفته است، حتی اگر این مکالمه فقط سه دقیقه طول کشیده باشد.
دستاش را روی شمارهگیر تلفن میگذارد و من حوصلهام سر رفته است. دهنش را باز میکند تا جملهای بگوید و من حوصلهام سر رفته است. به خودش فشار میآورد که حرفش را در لفافهای از احوالپرسی و خوش و بشهای «روز» بپوشاند و من بلافاصله حوصلهام سر میرود. حرف نمیزند و من حوصلهام سر میرود، گوشی تلفن را این دست به آن دست میکند و من حوصلهام سر میرود. سعی میکند جملاتش را مناسب حال و احوال انتخاب کند و من نگاه ساعتم میکنم، چون حوصلهام سر رفته است.
باور کنید هولناکترین آفت شادابی و خلاقیت در زندگی اجتماعی، «سبکی غیرقابل تحمل» قابلپیشبینی بودن است. بیماریای که باعث میشود حاضران در جلسه، قبل از اینکه نمایش شروع شود، جلسه را ترک کنند.
.
دستکم گاهی سورپرایزم کن! زیاد نه، متوقع نیستم، هر یک میلیون سال یک بار هم خوب است. من آدم قانعی هستم!
وای از این آدم تکراری با این دنیای تکراری و حرف های تکراری ترشان که بیشترش غرغر یا ناله است
———————————————————————
نجواها: معلومه تو هم دلت پره از دستشون
باید حد اقل مواظب خودمون باشیم!
یهو به خودمون میایم میبینیم شدیم یه آدم قابل پیش بینی!
—————————————— نجواها: وای که درست گفتی، نکنه بدون اینکه خودمون بفهمیم تبدیل بشیم به یه آدم از پیش تعیین شده؟ خیلی ناجوره !
توصیه میکنم تو را به تقوا عزیزم . تقوا پیشه کن و خودخواه مباش . به قول یکی » همه وقت تو مال خودت نیست سهم بقیه را بده با بقیه اش هر کاری خواستی بکن» جسارتا چون صفایی می بینم در این صفحه و تدینی به خودم اجازه میدم باید حالمون به هم بخوره از بی تفاوتی ، بی مسولیتی. در قبال دیگران هم یکی از مواردشه . زنده باشی و سردیار .
————————————————————————————————————— نجواها: ممنون
مدادرنگی:
)))
وای از این آدم تکراری با این دنیای تکراری و حرف های تکراری ترشان که بیشترش غرغر یا ناله است
———————————————————————
نجواها: معلومه تو هم دلت پره از دستشون
به مطلب خیلی جالبی اشاره کردی . قابل پیش بینی بودن . خوب بود ممنون
——————————————————-
نجواها: ممنون
باید حد اقل مواظب خودمون باشیم!
یهو به خودمون میایم میبینیم شدیم یه آدم قابل پیش بینی!
——————————————
نجواها: وای که درست گفتی، نکنه بدون اینکه خودمون بفهمیم تبدیل بشیم به یه آدم از پیش تعیین شده؟ خیلی ناجوره !
خب بعضیها بلد نیستند سورپرایز کنند! جدی میگم.
——————————————–
نجواها: میدونم، ولی قبول کن دلم باید براشون بسوزه!
[...] تو را پیشبینی میکنم و تو حوصلهام را سر میبری قابل پیشبینی بودن، قابل پیشبینی بودن، قابل پیشبینی [...] [...]
توصیه میکنم تو را به تقوا عزیزم . تقوا پیشه کن و خودخواه مباش . به قول یکی » همه وقت تو مال خودت نیست سهم بقیه را بده با بقیه اش هر کاری خواستی بکن» جسارتا چون صفایی می بینم در این صفحه و تدینی به خودم اجازه میدم باید حالمون به هم بخوره از بی تفاوتی ، بی مسولیتی. در قبال دیگران هم یکی از مواردشه . زنده باشی و سردیار .
—————————————————————————————————————
نجواها: ممنون
داغ مان را تازه کردی هااااا