پشت چراغ قرمز تقاطع کردستان-جلال آل احمد منتظر بودم. جوان گلفروشی (حدود 20 ساله) داشت به رانندهی یک پراید گل میفروخت. در همین لحظه چراغ سبز شد و ماشینها بدون هدر دادن حتی یک میلیاردیم ثانیه، حرکت کردند. پراید هم راه افتاد. اما ظاهرا معامله هنوز تمام نشده بود، پسر گل فروش همراه با پراید که به آهستگی در ترافیک انبوه ماشینها حرکت میکرد شروع به دویدن کرد. دوید و باز هم دوید. چند بار به سختی به پنجرهی راننده رسید و حالتش طوری بود که انگار باید چیزی را از ماشین بگیرد، شاید باقی پولش را، شاید هم کل پولش را. اما پراید مسیرش را ادامه داد و نه تنها نیشترمز نزد که سرعتش را هم بیشتر کرد. پسر باز هم دوید ولی دیگر به ماشین نرسید. در همین موقع من از کنارش رد شدم، زیرلب چیزی گفت که نشنیدم، شاید فحش میداد. صورتش توی آن هوای سرد برافروخته شده بود و پر ازغرور و خشم یک جوان تحقیر شده بود.
پراید هنوز جلوتر از من بود. عصبی شده بودم. دلم میخواست گاز بدهم و خودم را بهش برسانم و بگویم «تف بر تو که زورت به این بدبخت گردنباریک گلفروش» رسیده. کنارش رسیدم اما چیزی نگفتم.
راننده خانم میانسالی بود و کنارش هم خانم دیگری نشسته بود و عقب هم کودکی.
از آن موقع خیلی دارم به مغزم فشار میآورم که بتوانم توضیح «خوبی» برای دویدن رقتانگیز گلفروش خیابانی بیابم.راستی چرا باید گلفروش دنبال ماشین بدود؟
شاید گل را گران فروخته. خوب اگر گران فروخته زن پرایدی نباید میخرید، نه اینکه بخرد و گازش را بکشد و برود. این رسم خریدن جنس گران نیست که بخری و در بروی.
شاید زن پول را داده اما باقی پول پسرک را نداده و پسرک انتظار داشته باقی پولش را هم بگیرد؟ شرمآور نیست؟ از یک بینوای گلفروش خیابانی گل بخری و باقی پولش را ندهی و بعد گازت را بکشی و بروی و بعد هم ببینی طرف دارد دنبالت میدود و حتی یک نیشترمز هم نزنی؟ یعنی طرف آدم نیست؟ ممکن است کسی اینهمه نفهم و بیشعور باشد؟
شاید دعوایشان شده بوده. خوب چرا؟ یعنی پسرک شروع کرده به اهانت؟ خیلی بعید است. چون گلفروش خیابانی دنبال فروش گلهایش است و بعید میدانم همینطوری فیالبداهه به کسی اهانت کند. شاید اول زنهای داخل ماشین به او اهانت کردهاند و او پاسخی تند داده.
اصلا گیرم که همهی تقصیرها توی این ماجرا گردن شازدهخانم پرایدی نبوده (که بعید میدانم). اما مگر نه این است که گل را میخرند که به نشانهی محبت و زیبایی هدیه دهند؟ حالا سئوال من این است که این چه گلی است که به قیمت دل شکستن کسی خریده میشود؟
ما وقتی خودمون به خودمون رحم نمی کنیم دیگه چه انتظاری افرادی که قدرت بیشتری دارن رحم و مروت داشته باشن؟ امثال این خانوم فراوانن. کسی چه می دونه شاید ما ها هم یکیشونیم از ماست که بر ماست
گل را که به بینی نزدیک کرد دیگر بوی همیشگی را نمی داد. انگار گل در بخشیدن عطر خود به او خساست کرده بود. مگر نه اینکه گل را به مفت از دستان جوانک گل فروش ربوده بود.
نه. گل عطر همیشگی را نثارش نکرد.
گل را با تمام خشمش درون سطل زباله انداخت.
این هم نشانه ای از بی عدالتی.
گاهی اینجور آدم ها احساس برنده بودن هم می کنن.
یادم نمیره یه بار از همین دستفروش ها یه دسته نرگس خریده بودم. وقتی رسیدم خونه و پدرم دیدشون، طبق عادت معمول از چند و چون قیمت و اینها پرسید. گفتم که گلش رو به قیمت خیلی خوبی می داد و من وسوسه شدم و خریدم… بعد پدر یه سوال کرد که هنوز یادم مونده.
گفت: راضی بود؟
ناراحت کننده بود و جمله انتهایی نوشته ات خیلی ظریفو زیبا : » این چه گلی است که به قیمت دل شکستن کسی خریده می شود؟» …. یادمه شازده کوچولو تو کتابش می گفت :» من مسئول گلمم.» حتما اون گل هم از این برخورد راضی نبوده.. واقعا » گل سرت را بخورد ،ناجوانمرد»
———————————————————————————- بامدادی: ممنون
متاسفانه کلا ما برای انسانیت ارزش قائل نیستیم . این برخورد در تکتک عملکرد روزانه ما به چشم می خوره ، فقط کم و زیادش بستگی به این داره که آدم مقابلمون تاچه حد از ما بهتر یا بدتره! تازه این بهتر و بدتر بودن هم باتوجه به منافعمون تعیین میشه نه ارزش واقعی اون فرد.
——————————————————————— نجواها: متاسفانه حرفت درسته. اول باید از خود شروع کرد.
به نظر من کار اون خانمها خیلی شرم اور است و مطمئنأ اهانت از طرف پسر گل فروش نبوده چون در این صورت اون خانمها حتمأ سروصدا راه می انداختند.
———————————————————————————— نجواها: من هم اینطور فکر میکنم.
نمیدونم دیگه چه احتمالی میشه داد! شاید پول کم داده و پسره فهمیده ولی دیگه فایده ای نداشته! من اصلا نمیتونم با این موضوع کنار بیام که به یکی که نداره و تو اون سرمای زمستون که آدم تو خونش یخ میزنه اون اومده خیابون و داره گل میفروشه یا حالا هر چیز دیگه ای زور بگی و دلشو بشکنی و خوردش کنی واقعا عجب آدمای دل سنگ و بی رحمی دور و برمون هستن
—————————————————————————————— نجواها: به احتمال خیلی زیاد، اون خانمها به اون پسر گلفروش ظلم کردن. شواهد اینطور نشون میده، دیگه واقعیت رو خدا میدونه.
چرا به این ماجرا با یه دید دیگه نگاه نکنیم ؟!!
خانومه پرایدی به پسره بیشتر پول داده ….. پسرک هم می دویده بقیه پول خانومه رو پس بده
پیش خودش هم غرغر میکرده که مگه من گدا هستم که بهم صدقه می دی ؟!!!!!
یعنی میشه ؟!!!!
ولش کن …. همون طوری که داشتیم فکر می کردیم ، ادامه بدیم …..
————————————————————— نجواها: بله ممکنه، ولی چون من در صحنه حاضر بودم از قرائن اینطور برداشت نکردم.
تو هم حسا ا ا ا س
(شوخی)
صحنه بدی بوده حق می دم ناراحت بشی
امیدوارم مردم ادم تر بشن و این ماجراها پیش نیاد
هر چند هر روز داره زیاد تر میشه
——————————– نجواها: من هم امیدوارم ! انسان به امید زنده است
سلام.ممنون که به کوچکهای بزرگ این جامعه اشاره کردین. اگر هرکدوم ما تک تک این کوچکها رو رعایت می کردیم، جامعه مون آباد می شد. اما حیف که فقط بلدین حرف بزنیم. وقت عمل که می شه، خیلی هامون، یک یزیدیم. آب نیست وگرنه شناگران قابلی هستیم!
پایدار باشید.
——————————————————————- نجواها: همین نکات ظاهرا کوچک هست که مشکلات و نژندیهای بزرگ رو ایجاد میکنه.
salam
ma’azerat mekham ke english menawesam, computaram farsi nadarad. shewai negareshe mazmon aali bod, khili gerestam barai aan jawane tahqeer shuda, harchand ke dar keshware khodam har roz shaheed entoor sahna ha hastam, wali en yeki tawre degari bod……rasti aqai bamdadi baz ham ma’azerat mekham ke ba weblogeton sar zadam, namedanam aia ghaire irani ha ham majaz hastan ya na?
maral az afghanistan
———————————————– نجواها: مارال عزیز، این چه حرفیه که میزنی. ایرانی و غیر ایرانی چه فرقی میکنن مگه؟
اینجا که قابلی نیست، ولی درب این خانه به روی شما همیشه بازه.
این چه گلی است که به قیمت دل شکستن کسی خریده میشود؟
in jomle kheili aali bood. afarin.. fogh-ol-aade bood mesle hamishe.
پیمان:
مرسی.
ما وقتی خودمون به خودمون رحم نمی کنیم دیگه چه انتظاری افرادی که قدرت بیشتری دارن رحم و مروت داشته باشن؟ امثال این خانوم فراوانن. کسی چه می دونه شاید ما ها هم یکیشونیم
از ماست که بر ماست
مریم س:
شاید ما هم باشیم، شاید ما هم در شرایطی دیگر عمدا یا سهوا کاری کنیم که دل بدبختی شکسته بشه. باید بیشتر مسئولیتپذیر باشیم و به رفتارمون فکر کنیم.
گل را که به بینی نزدیک کرد دیگر بوی همیشگی را نمی داد. انگار گل در بخشیدن عطر خود به او خساست کرده بود. مگر نه اینکه گل را به مفت از دستان جوانک گل فروش ربوده بود.
نه. گل عطر همیشگی را نثارش نکرد.
گل را با تمام خشمش درون سطل زباله انداخت.
این هم نشانه ای از بی عدالتی.
فرشته:
تشبیه جالبی بود، گلی که عطرش را دریغ کرد.
گاهی اینجور آدم ها احساس برنده بودن هم می کنن.
یادم نمیره یه بار از همین دستفروش ها یه دسته نرگس خریده بودم. وقتی رسیدم خونه و پدرم دیدشون، طبق عادت معمول از چند و چون قیمت و اینها پرسید. گفتم که گلش رو به قیمت خیلی خوبی می داد و من وسوسه شدم و خریدم… بعد پدر یه سوال کرد که هنوز یادم مونده.
گفت: راضی بود؟
سلما:
خیلی از دیدگاه پدر شما خوشم اومد. واقعا جالب بود.
ناراحت کننده بود و جمله انتهایی نوشته ات خیلی ظریفو زیبا : » این چه گلی است که به قیمت دل شکستن کسی خریده می شود؟» …. یادمه شازده کوچولو تو کتابش می گفت :» من مسئول گلمم.» حتما اون گل هم از این برخورد راضی نبوده.. واقعا » گل سرت را بخورد ،ناجوانمرد»
———————————————————————————-
بامدادی: ممنون
متاسفانه کلا ما برای انسانیت ارزش قائل نیستیم . این برخورد در تکتک عملکرد روزانه ما به چشم می خوره ، فقط کم و زیادش بستگی به این داره که آدم مقابلمون تاچه حد از ما بهتر یا بدتره! تازه این بهتر و بدتر بودن هم باتوجه به منافعمون تعیین میشه نه ارزش واقعی اون فرد.
———————————————————————
نجواها: متاسفانه حرفت درسته. اول باید از خود شروع کرد.
به نظر من کار اون خانمها خیلی شرم اور است و مطمئنأ اهانت از طرف پسر گل فروش نبوده چون در این صورت اون خانمها حتمأ سروصدا راه می انداختند.
————————————————————————————
نجواها: من هم اینطور فکر میکنم.
نمیدونم دیگه چه احتمالی میشه داد! شاید پول کم داده و پسره فهمیده ولی دیگه فایده ای نداشته! من اصلا نمیتونم با این موضوع کنار بیام که به یکی که نداره و تو اون سرمای زمستون که آدم تو خونش یخ میزنه اون اومده خیابون و داره گل میفروشه یا حالا هر چیز دیگه ای زور بگی و دلشو بشکنی و خوردش کنی واقعا عجب آدمای دل سنگ و بی رحمی دور و برمون هستن
——————————————————————————————
نجواها: به احتمال خیلی زیاد، اون خانمها به اون پسر گلفروش ظلم کردن. شواهد اینطور نشون میده، دیگه واقعیت رو خدا میدونه.
بسیار ساده و متاسفانه خیلی از ما محترم بودن کسی رو با میزان پولداریش میسنجیم
—————————————————-
نجواها:
چرا به این ماجرا با یه دید دیگه نگاه نکنیم ؟!!
خانومه پرایدی به پسره بیشتر پول داده ….. پسرک هم می دویده بقیه پول خانومه رو پس بده
پیش خودش هم غرغر میکرده که مگه من گدا هستم که بهم صدقه می دی ؟!!!!!
یعنی میشه ؟!!!!
ولش کن …. همون طوری که داشتیم فکر می کردیم ، ادامه بدیم …..
—————————————————————
نجواها: بله ممکنه، ولی چون من در صحنه حاضر بودم از قرائن اینطور برداشت نکردم.
تو هم حسا ا ا ا س
(شوخی)
صحنه بدی بوده حق می دم ناراحت بشی
امیدوارم مردم ادم تر بشن و این ماجراها پیش نیاد
هر چند هر روز داره زیاد تر میشه
——————————–
نجواها: من هم امیدوارم ! انسان به امید زنده است
نگارش بسيار گيرا، گريه ام رو در آوردی! دمت گرم .
———————————————-
نجواها: قصدم ناراحت کردنت نبود
سلام.ممنون که به کوچکهای بزرگ این جامعه اشاره کردین. اگر هرکدوم ما تک تک این کوچکها رو رعایت می کردیم، جامعه مون آباد می شد. اما حیف که فقط بلدین حرف بزنیم. وقت عمل که می شه، خیلی هامون، یک یزیدیم. آب نیست وگرنه شناگران قابلی هستیم!
پایدار باشید.
——————————————————————-
نجواها: همین نکات ظاهرا کوچک هست که مشکلات و نژندیهای بزرگ رو ایجاد میکنه.
salam
ma’azerat mekham ke english menawesam, computaram farsi nadarad. shewai negareshe mazmon aali bod, khili gerestam barai aan jawane tahqeer shuda, harchand ke dar keshware khodam har roz shaheed entoor sahna ha hastam, wali en yeki tawre degari bod……rasti aqai bamdadi baz ham ma’azerat mekham ke ba weblogeton sar zadam, namedanam aia ghaire irani ha ham majaz hastan ya na?
maral az afghanistan
———————————————–
نجواها: مارال عزیز، این چه حرفیه که میزنی. ایرانی و غیر ایرانی چه فرقی میکنن مگه؟
اینجا که قابلی نیست، ولی درب این خانه به روی شما همیشه بازه.