برق واحد صحرایی ما در وسط بیابان توسط یک ژنراتور کاترپیلار که به صورت شبانهروزی (24×7) کار میکند تامین میشود. در واقع روشنایی و گرمای دفتر کار، برق دستگاهها و همینطور کامپیوترها را این ژنراتور دیزل تامین میکند.
امروز حدود ساعت پنج صبح ژنراتور کاترپیلار ناگهان از کار افتاد. علت آن هنوز مشخص نشده، اما حدس میزنم شرکتی که مسئول نگهداری آن است مدت طولانی درست و حسابی به آن نرسیده بود. مثل همیشه، مشکل از دستگاهها نیست، مشکل از آدمهاست.
صرفنظر از تاریکی و سرما، نبودن برق به معنای خاموش شدن کمپروسر هوا و در نتیجه بسته شدن قریبالوقوع شیرهای هیدرولیک و به دنبال آن قطع شدن کابلی که به وسیلهای آن دستگاههای اندازهگیری کننده را به داخل چاه فرستادهایم خواهد بود. به این کابل چندین میلیون دلار تجهیزات حساس وصل شده و مطمئن باشید سقوط آنها به قعر چند کیلومتری زمین اتفاق خوشآیندی در صنعت نفت نیست.
چند دقیقه بعد معلوم شد مشکل ژنراتور مربوط به یک تریپ ساده نیست و جدیتر از این حرفهاست. نگرانیها اوج گرفت. در نبود ژنراتور پشتیبان که چند روز قبل به جایی ارسال شده بود هیچ راهی برای بازگرداندن برق به تاسیسات حیاتی وجود نداشت. تلفنها زده شد و ده دقیقه بعد لشکر برقکارها و مکانیکها به سایت آمدند و شروع کردند به کلنجار رفتن با اعضا و جوارح فلزی ژنراتور. جای ریسک کردن نبود، گفتم همهی دستگاهها را بلافاصله از چاه خارج کنند، کاری که شاید یک ساعت طول بکشد.
الان توی تاریکی نشستهام و یک چشمام به کیبورد است تا بتوانم این جملات را درست تایپ کنم و یک چشمام به باتری لپتاپ است که آرام و بیرحمانه در حال تمام شدن است. صدای «عملیات جراحی» مکانیکها را میشنوم. دنگ، دونگ، دنگ و هر از چندی هم صدای استارتی که بیهوده زور میزند. فقط خدا میداند دارند چه بلایی بر سر ژنراتور میآورند!
خورشید کمکم خودش را نشان میدهد و دستکم تاریکی و سرما دیگر مشکل نیستند. صدای تلاش مکانیکها هنوز به گوش میرسد. باتری لپتاپ حدود 30٪ را نشان میدهد.
به نظر میرسد عملیات تا اطلاع ثانوی «تعطیل» خواهد بود.