ژانویه 26, 2009 در 3:14 ق.ظ. (خاطرات یک دقیقهای)
Tags: قعر زمین, لپتاپ, مکانیک, نفت, نوشتن, چاه, چاه نفت, هیدرولیک, بیابان, برق, برقکار, تاریکی, زمین, سرما, صنعت نفت, صبح, صحرا
برق واحد صحرایی ما در وسط بیابان توسط یک ژنراتور کاترپیلار که به صورت شبانهروزی (24×7) کار میکند تامین میشود. در واقع روشنایی و گرمای دفتر کار، برق دستگاهها و همینطور کامپیوترها را این ژنراتور دیزل تامین میکند.
امروز حدود ساعت پنج صبح ژنراتور کاترپیلار ناگهان از کار افتاد. علت آن هنوز مشخص نشده، اما حدس میزنم شرکتی که مسئول نگهداری آن است مدت طولانی درست و حسابی به آن نرسیده بود. مثل همیشه، مشکل از دستگاهها نیست، مشکل از آدمهاست.
صرفنظر از تاریکی و سرما، نبودن برق به معنای خاموش شدن کمپروسر هوا و در نتیجه بسته شدن قریبالوقوع شیرهای هیدرولیک و به دنبال آن قطع شدن کابلی که به وسیلهای آن دستگاههای اندازهگیری کننده را به داخل چاه فرستادهایم خواهد بود. به این کابل چندین میلیون دلار تجهیزات حساس وصل شده و مطمئن باشید سقوط آنها به قعر چند کیلومتری زمین اتفاق خوشآیندی در صنعت نفت نیست.
چند دقیقه بعد معلوم شد مشکل ژنراتور مربوط به یک تریپ ساده نیست و جدیتر از این حرفهاست. نگرانیها اوج گرفت. در نبود ژنراتور پشتیبان که چند روز قبل به جایی ارسال شده بود هیچ راهی برای بازگرداندن برق به تاسیسات حیاتی وجود نداشت. تلفنها زده شد و ده دقیقه بعد لشکر برقکارها و مکانیکها به سایت آمدند و شروع کردند به کلنجار رفتن با اعضا و جوارح فلزی ژنراتور. جای ریسک کردن نبود، گفتم همهی دستگاهها را بلافاصله از چاه خارج کنند، کاری که شاید یک ساعت طول بکشد.
الان توی تاریکی نشستهام و یک چشمام به کیبورد است تا بتوانم این جملات را درست تایپ کنم و یک چشمام به باتری لپتاپ است که آرام و بیرحمانه در حال تمام شدن است. صدای «عملیات جراحی» مکانیکها را میشنوم. دنگ، دونگ، دنگ و هر از چندی هم صدای استارتی که بیهوده زور میزند. فقط خدا میداند دارند چه بلایی بر سر ژنراتور میآورند!
خورشید کمکم خودش را نشان میدهد و دستکم تاریکی و سرما دیگر مشکل نیستند. صدای تلاش مکانیکها هنوز به گوش میرسد. باتری لپتاپ حدود 30٪ را نشان میدهد.
به نظر میرسد عملیات تا اطلاع ثانوی «تعطیل» خواهد بود.
مشترک نجواها شوید

نازنین قناویزی گفت،
ژانویه 26, 2009 در 3:43 ق.ظ.
سلام،
خوبین؟ از بلاگستان چه خبر؟ مطالعات فرهنگی را دنبال کردید؟ مرتب بهتون سر می زنم و لذت می برم… این پستتون منو یاد یه رمان دوست داشتنی انداخت به اسم “زندگی و زمانه مایکل ک”، خوندینش؟ شاید بی ربط باشه ولی قلمش خیلی شبیه شماست…
موفق باشین
نازنین
——————————————————————-
نجواها: نازنین جان، چه جالب که شما اینجا رو میبینی. چند وقتی هست که ازت خبر ندارم.
نه این رمان رو نخوندم. از چه نظر این پست تداعیگر این رمان بود؟ به خاطر فضای توی بیابانش یا چیز دیگری؟
نه کار خاص فرهنگیای انجام ندادم. کارها دست شماست فعلن.
فعلن
پندار گفت،
ژانویه 26, 2009 در 4:42 ق.ظ.
ای بابا. امیدوارم روزانه بعدی ات رو به زودی بنویسی و اخبار خوب رو بهمون بدی. منتظریم بامداد جان
————————————————————-
نجواها: ممنون. مشکلی نبود، از این مشکلات توی کار ما زیاد پیش میاد. حل شد خوشبختانه.
مرسی.
صندوقک گفت،
ژانویه 26, 2009 در 4:57 ق.ظ.
ایشالله مشکل بزودی حل میشه
—————————————
نجواها: بله، خوشبختانه مشکل زود حل شد
آزاده گفت،
ژانویه 26, 2009 در 5:39 ق.ظ.
امیدوارم مشکل بزودی حل شه…
————————————-
نجواها: ممنون، مشکل زود حل شد و فقط چند ساعت طول کشید
فرشته جعفری گفت،
ژانویه 26, 2009 در 4:41 ب.ظ.
به قول ظفرخان همه چیز عالی و تحت کنترل است فقط …….
))))
————————————————————–
نجواها:
خوب یادته ظفرخانو
ن.1 گفت،
ژانویه 29, 2009 در 12:53 ب.ظ.
دستگاهها هم ساخت ادماست و از اونجا كه ادمها هنوز كامل نيستن ===> دستگاهها مشكل پيدا مي كنن گاهي
————————————————————————
نجواها: بله البته دستگاهها هم ممکنه گاهی دچار مشکل بشن، اما در اغلب موارد مشکل از آدمها بوده، یعنی یا جایی در طراحی اشتباه کردن، یا دستگاه مطابق دستورالعمل توصیه شده مورد استفاده قرار نگرفته یا نگهداری نشده.
واقعیت اینه که دستگاهها اشخاص حقیقی یا حقوقی نیستند، «ما» هستیم که مسئولیت داریم.
رویا گفت،
ژانویه 29, 2009 در 8:03 ب.ظ.
چقدر بده در این لحظات شارژ وسیله ارتباطی که بهش اعتیاد داری تمام بشه
چقدر وحشتناک میشه خودم رو با این محل کار تصور می کنم که اگه این اتفاق بیفته تا کارگر های ما که90% معتاد به تریاکن به خودشون بجنبن و بخواهن ویله ایی تعمیر کنن من دعوت حق رو لبیک گفتم
سختی کار میگیرید؟ مال ما که خیلی ناچیزه
——————————————————————————————-
نجواها: بله شرایط میتونه خیلی ناجور باشه، البته در این مورد خاص مشکل بعد از چند ساعت حل شد.
نه سختی کار خاصی نمیگیریم، یعنی چیزی به این اسم بهمون پرداخت نمیشه.
حسین گفت،
فوریه 1, 2009 در 4:55 ب.ظ.
درسته، کوتاهی از ماهاست، ولی کار دست انسان هیچ وقت کارکردش مطلق نیست. تو کشورهای دیگه خواستن این مشکل رو با «بیمه» و … حل کنن، ولی به هر حال این مشکل وجود داره که چیزی که میخواهیم بسازیم، اونی نمیشه که باید.
————————————————————————————
نجواها:
شانگوله گفت،
فوریه 9, 2009 در 12:09 ب.ظ.
احتمالاً یه مردم آزاری ورداشته بندکفشهای “هزارپا”ی شما رو به هم گره زده!!
-
منو یاد مستندسازهای بی.بی.سی میندازی با این سبک نوشتنت.
—————————————————————–
نجواها:
بیبیسیها مگه چطور هستن؟
شانگوله گفت،
فوریه 18, 2009 در 6:37 ق.ظ.
بیشتر از اینکه دنبال مستند سازی باشند با بیننده صمیمی میشن. این الان تعریف بود!