اولین بار چشمام به یکی از ان قرمزهای اساسی خورد. مطمئن بودم از آن تندهایش بود. از آن خیلی خیلی داغها.
تنها نبود. کنارش چند تا قرمز دیگه هم بودند. آنها هم داغ بودند. عجب چیزهایی بودند. همینطور از پشت شیشه نگاهشان میکردم و تصور میکردم اگر زبانم را روی پوست لطیف و نرمشان بکشم چه احساسی خواهم داشت. حتی تصورش هم تمام تنم را مور مور میکرد.
پشت شیشه بودند. شیشهای که خیلی زیبا و شکیل طراحی شده بود. جلوی شیشه یک برچسب سبز چسبانده بودند که عکس چند تا از آن قرمزهای خیلی خیلی داغ هم تویش بود. به نظر من که نیازی نبود روی این کاغذ هم عکس قرمزها را بگذارند. خودشان از پشت شیشه به اندازهی کافی عیان بودند. دیگر نیازی به تبلیغ نبود که.
همهشان قرمز نبودند. بینشان صورتی هم بود. چند تایی هم نارنجی. آن نارنجیها که دیگر مرگ بودند. یک دانه سبز هم آن بالاها بود. به سختی در میان قرمزها و صورتیها و نارنجیها دیده میشد. یعنی رنگاش متفاوت بود و خوب توی چشم میزد اما جلویش را گرفته بودند. اما من میدیدمش. سبز بود. یک سبز هیجانانگیز و پرطراوت و از پشت همان شلوغی هم قشنگ میشد قامت کشیدهی لوندش را مجسم کرد. با خودم شرط بستم این یکی حتی از آن قرمزها و صورتیها هم داغتر بود.
دیگر طاقت نیاوردم. باید همهشان را میخوردم، سر فرصت و یک به یک. فلفلها را میگویم. توی سرکه و نمک خوابیده بودند و آفتاب جنوب حسابی داغشان کرده بود. فلفلهای سبز و قرمز و نارنجی داغ داغ.
این گوگوری مگوریا رو باید بندازی تو روغن زیتون؛ روغنشو با قطره چکون بریزی رو پیتزا، یه گاز پیتزا بزنی، فیلم سینمایی رو دنبال کنی، هر از چند گاهی هم یه نگاهی به همین گوگولیا معلق در شیشه روغن بندازی. نوشابه با یخ هم خوبه!
man fek kardam dari dar morede sib sohbat mikoni! akhe man hanoozam sibe sabze almani ke too tajrish ziad bood doos daram, ba darar ya namak fekresho bokon! dahanam aab oftad. moteasefam ke tanha nostalgy man az vatan khanevade va doostan va khoraki ha hastan va digar hich…
این گوگوری مگوریا رو باید بندازی تو روغن زیتون؛ روغنشو با قطره چکون بریزی رو پیتزا، یه گاز پیتزا بزنی، فیلم سینمایی رو دنبال کنی، هر از چند گاهی هم یه نگاهی به همین گوگولیا معلق در شیشه روغن بندازی. نوشابه با یخ هم خوبه!
با شانگوله موافقم در بست!
هر چند حدس زدم ولی خیلی جالب بود .
عالی بود
قشنگ بود. اولش فکر کردم لبو باید باشه. اما به قرمز و سبز و اینا رسیدیم عقلم به قرمز نرسید دیگه فقط مشتاق شدم بدون چیه.
man fek kardam dari dar morede sib sohbat mikoni! akhe man hanoozam sibe sabze almani ke too tajrish ziad bood doos daram, ba darar ya namak fekresho bokon! dahanam aab oftad. moteasefam ke tanha nostalgy man az vatan khanevade va doostan va khoraki ha hastan va digar hich…
خیلی جالب بود. من یاد یه برند سس های تند افتادم. همونا که تو شیشههای کوچولوی با مزهای به ایران وارد میشه (بزرگهاش اینجا نیست).:)