آزادی یعنی بشه هر جایی شاشید

[راننده‌ی تاکسی یک مرد میان‌سال سیاه‌پوست است. عقب ماشین می‌نشینم و به حرف‌هایش گوش می‌دهم. از غنا آمده و فوق‌لیسانس امور تربیتی دارد اما معتقد است که باید به جای آن همه وقت تلف کردن‌ها زودتر به تاکسی‌رانی رو می‌آورد. خودش شروع کرد و تاریخ‌چه‌ی زندگی‌اش را خیلی ریزبافت ولی گزیده تعریف کرد. با اعتماد به نفس و شمرده حرف می‌زد.]

- روزی که اومدم تو این مملکت فِک می‌کردم این‌جا آزاده. اما کو آزادی؟‍! هر کی بگه این‌جا آزاده بِش می‌گم نیس.

- چطو مگه؟

- ببین، آدم جایی آزاده که بتونه هر کاری دلش خواس بکنه. اما این‌جا همه‌چی محدوده. مثلن من الان اگه شاش داشته باشم، نمی‌تونم وایسم کنار خیابون و پای این درخته بشاشم. بیشتر جاها نمی‌شه شاشید. اَصَن راسشو بخوای فِک کنم هیچ‌جایی توی این مملکت نمی‌شه شاشید. توی خیابوناشم که محدودیت سرعت هس.

- خوب همه جا این‌طوره.

- نه بابا کی گفته؟! تو کشور من [غَنا] از این محدودیتا خبری نیست. هر جا عشقت بکشه می‌تونی بشاشی و ماشینتو هم هر چقد که خواستی می‌تونی بگازونی. از من نشنیده بگیر، اما غنا از این‌جا آزادتره!


مشترک نجواها شوید

5 دیدگاه

  1. آزاده گفت،

    مارس 14, 2009 در 8:01 ب.ظ.

    ((:

  2. شانگوله گفت،

    مارس 15, 2009 در 4:40 ق.ظ.

    ایران از هر جفتش آزاد تره!

    • رامین گفت،

      آوریل 13, 2009 در 4:52 ب.ظ.

      اره توی ایران حتی روی همدیگه هم میشه شاشید :)

  3. persianeyes گفت،

    آوریل 12, 2009 در 4:52 ق.ظ.

    :) )))))

  4. فرشاد گفت،

    آوریل 18, 2009 در 10:14 ق.ظ.

    واقعا اين شاشيدن همه جاي دنيا مساله است.


فرستادن دیدگاه