مارس 13, 2009 در 1:26 ب.ظ (آدمهای یک دقیقهای)
Tags: پول عمومی, آمریکا, آستین, امنیت, امنیت شغلی, اوباما, بهداشت و درمان, بیمه, تگزاس, تامین اجتماعی, تاکسی, جیب, جیبهای خصوصی, خصوصی, راننده, راننده تاکسی, زیادهخواهی, سرمایهداری, سرمایهداری شرکتی, شرکت, طمع
- مگه ما چی خواستیم؟ بهداشت و درمان برای همه. به نظر من دانشگاها رو هم باید دولتی کنن. اوباما باید این چیزا رو درس کنه.
- اوباما نمیتونه یه شبه این چیزا رو عوض کنه. گیرم که اصن قصدش هم این باشه.
- میدونم. میدونم. اما اگه یه چیزو این آدم بخواد درس کنه اون بهداشت و درمان برای همهس. همه باید بیمه باشن، همه همه.
- مخالف زیاد داره.
- داشته باشه. باید درس کنه. اینو همهی مردم میخوان.
- شرکتهای بیمه مخالفن و یه سریای دیگه.
- هیچکس کنترلی روی این شرکتا نداره. هر کاری دلشون بخواد میکنن. ببین زورشون به ما میرسه اما زورشون به شرکتای بیمه نمیرسه. دولت به من تاکسیران میگه که باید نرخهات اینقدر باشه. اما هیچکس به شرکتای بیمه نمیتونه بگه که نرخاتون فلان قدر باشه. این همه پول کجا داره میره؟
- پول عمومی توی جیبهای خصوصی.
- مالیاتهای ما کجا میرن؟ مگه ما چیمون از فرانسه یا انگلیس کمتره؟
- طمع شرکتهای خصوصی، به خصوص که کنترلی هم روشون نیس.
- من که طمعی ندارم. من فقط حداقلها رو میخوام. امنیت شغلی میخوام. خونه میخوام. بهداشت و درمان میخوام. اینا زیاده؟
- نه. اینا حداقل حقوق هر آدمیه. شما زیاد نمیخواین.
- من نیستم که زیاد میخوام. کسانی که با حقوق اولیهی من مخالفت میکنن هستن که زیاد میخوان.
- بله درست زدید به هدف. کسانی که با حقوق اولیه مردم مخالفت میکنن هستن که زیاد میخوان و مدافع حقوق زیادهخواهان هستن. خوب دیگه رسیدیم. من پیاده میشم. ممنون.
- روز خوبی داشته باشید.
- شما هم. پول خرد رو نگه دارید. فعلن.
مشترک نجواها شوید

شانگوله گفت،
مارس 15, 2009 در 4:46 ق.ظ
طفلکی ها؛ امپریالیسم شون داره فلان میشه. (این معجون چرندیات صدا و سیما بود!)