گاهی وقتا آدم خوشحاله، گاهی وقتا ناراحت

گاهی وقتا آدم خوشحاله

گاهی وقتا ناراحت

گاهی وقتا آدم تو رویاهاش غرقه

گاهی وقتا یهو واقع‌بین می‌شه

گاهی وقتا آدم چیزی رو می‌خواد

که خیلی ساده‌س ولی ببخشید امکانش نیست

یه چیز خیلی ساده که امکانش نیست.

این‌طوری می‌شه که

گاهی وقتا آدم خوشحاله

گاهی وقتا ناراحت


مشترک نجواها شوید

2 دیدگاه

  1. فرشته صادقی گفت،

    مارس 15, 2009 در 7:15 ق.ظ.

    بدترین قسمتش همان است که در رویاها غرق باشیم. آی داری لذت می بری! حالا چه فرقی دارد در بواقعیت یا رویاو خیال ؟مهم حال خوش است.! بعد ناگهان یک نفر ، یک خبر ، یک اتفاق ، یک گفته ، می آید مثل یک دسته پرنده که می روند تو موتور هواپیما ، موتورت را از کار می اندازند و عملا ساقطت می کنند ، حالا بیا و درستش کن . آن موقع است که خوشحال بودی و باید ناراحت باشی. بخاطر سقوط یا بخاطر آن رویای ویران شده ؟

    راستی این ادرس همان وب لاگی است که داستان کارمند UN و اینها بود : گفته بود داستان تمامآن سه روز اعتصاب را می نویسد که ننوشته ولی آدرسش را دادم که بدقولی نکرده باشم. من حرفهایم یادم نمی رود.
    در مورد آن اعتصاب در پست دومش که 10 مارس باشد توضیحاتی داده .

    http://www.paizeeboland.blogfa.com/

    P.S.: بلوار شهروز نیست شهرزاد است.

  2. شانگوله گفت،

    مارس 17, 2009 در 6:57 ب.ظ.

    گاهی به آسمان نگاه کن!


فرستادن دیدگاه