رابطه‌ی وایپ‌تست و چهار حرف اس

- سلام. روز شما بخیر.

- سلام. روز شما هم به خیر.

[پاسپورتم را نگاه می‌کند. کارت پرواز را هم. با لحنی که انگار برنده‌ی جایزه شده‌ام می‌گوید]

- [بهتان تبریک می‌گویم] شما برای بازرسی ویژه‌ انتخاب شده‌اید.

- باشه ممنون. به پروازم می‌رسم؟

- آره خیالتون راحت باشه. فقط همه چیزاتون رو می‌گردیم.

[با ماژیک قرمز چهار تا حرف S روی کارت پروازم می‌نویسد. یعنی آخر امنیت]

- لطفن برین اون وسط وایسین.

[رفتم داخل یک اتاقک شیشه‌ای. خنده‌ام گرفته بود. اما سعی کردم فقط یک لبخند بزنم. مردم از کنارم رد می‌شدند و با حالتی از نگرانی نگاهم می‌کردند. مهربان بودند. فکر می‌کردند لابد من الان خیلی مضطرب هستم. خانم‌های پلیس هی می‌گفتند نگران نباشید. فقط یه بازرسی معمولیه. نگران نبودم. اما از بس می‌گفتند نگران نباشید کم کم داشتم نگران می‌شدم. یکی‌شان رفت که کیف کوله‌ام را بردارد.]

- ا….چیز. ببخشید. می‌شه مواظب باشید. لنزها داخل لباس‌ها هستن. یه وخ لنزا نیفتن.

- هاها!! نه بابا. حواسم هس.

[دو زن افتادند به جان کوله‌پشتی‌ام. تمام وسایل را دانه به دانه خارج کردند. دستکش نایلونی داشتند و با پنس و پارچه‌ی مرطوب سطح اشیاء الکترونیک را می‌کشیدند بعد پارچه را داخل دستگاه می‌گذاشتند. شبیه وایپ‌تست بود.]

- تموم می‌شه الان. چیز خاصی نیس.

[لبخند متقابل از طرف من]

- آها. تموم شد. شما می‌تونین برین. سفر خوبی داشته باشین.

- ممنون. شما هم اقامت خوبی داشته باشین.

- هاها.

[یک صورت لبخند و یک عالمه دندان‌های سالم و سفید]


مشترک نجواها شوید

۱ دیدگاه

  1. فرشته صادقی گفت،

    مارس 14, 2009 در 7:25 ق.ظ.

    یک صورت لبخند و یک عالمه دندانهای سفید و سالم. درست مثل فیلم “نمایش ترومن “وقتی زن ترومن لبخند می زد و یک قوطی قهوه ( پودر شکلات ؟) را تبلیغ می کرد و ترومن نمی فهمید. ولی بیننده می فهمید همه چیز ؛ همه چیز غیر واقعی است و از دم مصنوعی. درست مثل همان ” نگران نباشید ” گفتنشان که کم کم نگرانتان کنند و بعد که کردند بگویند چرا نگرانی ؟ لابد چیزی در چنته داری؟!


فرستادن دیدگاه