نجواها
تاجیکها به مسافر میگویند: «راه سپید» یعنی سفرت به خیر باشد
مارس 22, 2009
یک دقیقه قبل از خداحافظی
by
bamdadi
- موقع رفتن بود. آمده بودند دم در. ماشین روشن بود و ساکها ردیف توی صندوق عقب چیده شده بودند. کاری جز خداحافظی باقی نمانده بود.
- روزگار ما رو روشن کردی. خیلی خوب کاری کردی اومدی.
- به منم خیلی خوش گذشت. زحمت دادم.
- فردا صبح زود از خونه میزنم بیرون. خونه نمیمونم. تو که میری خونه سوت و کورمیشه، بهت عادت کرده بودیم.
بغض کرده بود. دستپاچه شدم. نمیدانستم چکار باید بکنم یا چه بگویم. دختر گفت:
- مامان من که هنوز هستم!
- آره خوب تو هستی.
- ناراحت نباشید. حالا دوباره برمیگردم.
دوباره بوسیدمش و سوار ماشین شدم. خداحافظ…
مشترک نجواها شوید
2 دیدگاه
دنبالکردن
دنبالکردن “نجواها”
هر نوشتهٔ تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.
به 1,375 مشترک دیگر بپیوندید
نیرو گرفته از WordPress.com