من دوست تو نیستم. تو دوست من نیستی. تو دشمن من هستی. من دشمن تو هستم. اگر تو برفی من آفتابم، اگر تو آتشی من آبام، اگر اینجایی من آنجایم، اگر اینچنینی من آنچنانم. چقدر واضح است که تو دشمن من هستی. به اندازهی همهی نفرتی که از تو دارم، واضح است.
تو هرگاه که توانستهای به من خنجر زدهای و هرگاه که بتوانی و فرصتش را بیابی باز هم اینکار را خواهی کرد. دوستت ندارم ولی حاضر نیستم به خاطر دشمنی با تو قربانی شوم. کمتر از اینها ارزش داری که بشود برایت قربانی شد.
چرا این قدر کینه؟
نفرت بسیار آزاردهنده ست.
بعضي وقتها پيش مياد . شايد يه حس هميشگي باشه . خيلي وقتها نمي دوني چه جوري بايد باهاش برخورد كني و يا حتي چه اتفاقي ممكنه بيفته اما اين چيزيه كه هميشه هست . هميشه
Omidvaram man yeki az mokhatabanet nabasham. Baraye man hamishe to doost hasti!