نامه‌ای به سکوت – دو

بدست bamdadi

تو دوست نیستی

من دوست تو نیستم. تو دوست من نیستی. تو دشمن من هستی. من دشمن تو هستم. اگر تو برفی من آفتابم، اگر تو آتشی من آب‌ام، اگر این‌جایی من آن‌جایم، اگر این‌چنینی من آن‌چنانم. چقدر واضح است که تو دشمن من هستی. به اندازه‌ی همه‌ی نفرتی که از تو دارم، واضح است.

تو هرگاه که توانسته‌ای به من خنجر زده‌ای و هرگاه که بتوانی و فرصتش را بیابی باز هم این‌کار را خواهی کرد. دوستت ندارم ولی حاضر نیستم به خاطر دشمنی با تو قربانی شوم. کمتر از این‌ها ارزش داری که بشود برایت قربانی شد.


مشترک نجواها شوید