گناه‌کارِ بی‌گناه من‌ام

گناه‌کار نیستم، اما احساس گناه‌کار بودن می‌کنم، انگار جرمی بزرگ مرتکب شده باشم.

گناه‌کار نیستم، نبوده‌ام، شاید هرگز نباشم. اما سنگینیِ تحمل‌ناپذیرِ گناه را احساس می‌کنم. باری که هر روز تحمل‌ناپذیرتر می‌شود.

من با ما شریک هستم. شریکِ همه‌یِ نژندی‌هایِ عمیق و تلخِ امروز. بی‌تردید این سهم من است.

بله تردیدی نیست. من شریک تک‌تک‌ِ جنایت‌هایِ این‌جا، آن‌جا و اکنونِ ما هستم.

گناه‌کارِ بی‌گناه من‌ام.


مشترک نجواها شوید

4 دیدگاه

  1. ن.1 گفت،

    می 2, 2009 در 1:37 ب.ظ.

    گناه كار بي گناه ماييم!

  2. صندوقک گفت،

    می 5, 2009 در 9:50 ق.ظ.

    همه در همه آنچه اتفاق می افتد بنوعی شریکیم

  3. مارس 27, 2010 در 2:46 ب.ظ.

    [...] بی‌گناهم، اما با وجود این گاه و بی‌گاه زیر بار سنگین احساس گناه کمر خم [...]

  4. مارس 27, 2010 در 3:57 ب.ظ.

    [...] بی‌گناهم، اما با وجود این گاه و بی‌گاه زیر بار سنگین احساس گناه کمر خم [...]


فرستادن دیدگاه