<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: وقتی او می‌رسد</title>
	<atom:link href="http://najvaha.com/2009/04/30/when-it-arrives/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://najvaha.com/2009/04/30/when-it-arrives/</link>
	<description>نجواهای آقای بامدادی با خودش و دیگران</description>
	<lastBuildDate>Tue, 29 Jun 2010 09:34:44 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<item>
		<title>توسط: سال آزادی و شور و شعور &#171; آینه‌ی بامدادی</title>
		<link>http://najvaha.com/2009/04/30/when-it-arrives/#comment-1083</link>
		<dc:creator>سال آزادی و شور و شعور &#171; آینه‌ی بامدادی</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Mar 2010 15:56:48 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=644#comment-1083</guid>
		<description>[...] بدون شک سال 1388 برای من یک سال خاص بود. موضوع فقط تحولات اجتماعی ایران نیست، سال پیش حتی در سطح شخصی برایم خاص بود؛ چون در این سال یکی از بزرگ‌ترین تصمیم‌های زندگی‌ام را جامه‌ی عمل پوشاندم و در یک تغییر مسیر بزرگ از جاده‌ای که به جابلقا منتهی می‌شد خارج شدم و راهم را به سوی جابلسا کج کردم. سال گذشته پر از خبرهای اندوهگین بود و همین طور خبرهایی شاد و مهم. [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] بدون شک سال 1388 برای من یک سال خاص بود. موضوع فقط تحولات اجتماعی ایران نیست، سال پیش حتی در سطح شخصی برایم خاص بود؛ چون در این سال یکی از بزرگ‌ترین تصمیم‌های زندگی‌ام را جامه‌ی عمل پوشاندم و در یک تغییر مسیر بزرگ از جاده‌ای که به جابلقا منتهی می‌شد خارج شدم و راهم را به سوی جابلسا کج کردم. سال گذشته پر از خبرهای اندوهگین بود و همین طور خبرهایی شاد و مهم. [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: سال آزادی و شور و شعور &#171; بامدادی</title>
		<link>http://najvaha.com/2009/04/30/when-it-arrives/#comment-1069</link>
		<dc:creator>سال آزادی و شور و شعور &#171; بامدادی</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 27 Mar 2010 14:46:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=644#comment-1069</guid>
		<description>[...] بدون شک سال 1388 برای من یک سال خاص بود. موضوع فقط تحولات اجتماعی ایران نیست، سال پیش حتی در سطح شخصی برایم خاص بود؛ چون در این سال یکی از بزرگ‌ترین تصمیم‌های زندگی‌ام را جامه‌ی عمل پوشاندم و در یک تغییر مسیر بزرگ از جاده‌ای که به جابلقا منتهی می‌شد خارج شدم و راهم را به سوی جابلسا کج کردم. سال گذشته پر از خبرهای اندوهگین بود و همین طور خبرهایی شاد و مهم. [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] بدون شک سال 1388 برای من یک سال خاص بود. موضوع فقط تحولات اجتماعی ایران نیست، سال پیش حتی در سطح شخصی برایم خاص بود؛ چون در این سال یکی از بزرگ‌ترین تصمیم‌های زندگی‌ام را جامه‌ی عمل پوشاندم و در یک تغییر مسیر بزرگ از جاده‌ای که به جابلقا منتهی می‌شد خارج شدم و راهم را به سوی جابلسا کج کردم. سال گذشته پر از خبرهای اندوهگین بود و همین طور خبرهایی شاد و مهم. [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: صندوقک</title>
		<link>http://najvaha.com/2009/04/30/when-it-arrives/#comment-737</link>
		<dc:creator>صندوقک</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 05 May 2009 09:48:16 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=644#comment-737</guid>
		<description>چه حس خوبی داشت این نوشته.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چه حس خوبی داشت این نوشته.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>توسط: شانگوله</title>
		<link>http://najvaha.com/2009/04/30/when-it-arrives/#comment-736</link>
		<dc:creator>شانگوله</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 02 May 2009 14:44:47 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=644#comment-736</guid>
		<description>چقدر این «او» ها و «تو» های مبهم رو دوست دارم! چه قدر خوب است که اینها در زبانمان (فارسی نه، زبان انسانها) وجود دارند</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>چقدر این «او» ها و «تو» های مبهم رو دوست دارم! چه قدر خوب است که اینها در زبانمان (فارسی نه، زبان انسانها) وجود دارند</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
