می 14, 2009 در 2:39 ق.ظ. (خاطرات یک دقیقهای)
Tags: ماموریت, مرگ, نام, هندی, هواپیما, کار, کاشان, اهواز, ایران, ایرانی, اسم, بیمه, سفر, سقوط
- این که به اسم من نیست!
- اشکال نداره کسی کاری نداره. بلیطو نشون بده و سوار شو
- مطمئنی؟
- آره
- یعنی مطلقا هیچ مشکلی نداره با بلیطی که به اسم یکی دیگهس سوار بشم؟
- نه بابا. فقط اگه یه وقت سقوط کردی، بیمه و اینا خبری نیست. چون اسمت تو فهرست مسافرا نبوده.
- آها
قرار بود از اهواز به کاشان برویم. ماموریتی در پیش بود. صبح فرودگاه اهواز بودیم، ساعت 8:15 که پرواز هم با تاخیری نیم ساعته انجام شد. چهار نفر بودیم، سه ایرانی و یک هندی. اوایل کمی دلهره و اضطراب داشتم چون بلیط ها به اسم خودمان نبود و اگر حادثهای در هواپیما پیش می آمد تحت پوشش بیمه قرار نداشتیم. بعد خندهام گرفت. اگر در هواپیما کشته میشدم اینکه بیمه بوده باشم یا نه برایم چه فرقی میکرد؟!
مشترک نجواها شوید

آقا امین گفت،
می 14, 2009 در 3:57 ق.ظ.
فرشته صادقی گفت،
می 14, 2009 در 10:51 ق.ظ.
من لذت می برم از اینکه اینقدر اوضاع فرودگاه های ما بی نظم است. یعنی واقعا برعکس آن نظم و ترتیب و دقیق بودن خارجی هاست که گاهی اعصاب خردکن می شود. مثلا توی فرودگاه مهرآباد از ما که دیر رسیده بودیم ، پای پله های هواپیما بار را تحویل گرفتند و برچسب زدند یا توی فرودگاه شیراز خیلی راحت شیشه ای عرقجات را با خودمان بردیم توی هواپیما کسی هم اعتراضی نداشت. تازه ماموران زن فرودگاه که متوجه یک خانم با شیشه عرقجات شدند به او گفتند دربش را باز کن بخور! بعد که کمی خورد گفتند خوب ! ببر توی هواپیما ! به همین سادگی . حالا اگر خارج از کشور بود صد تا مامور ضد تروریسم ردیف شده بودند. گاهی ادم از این شلخته بازی ها و راحت گیری ها خوشش می آید.
من حتی خطوط هوایی در خارج از کشور می شناسم که قاقا لیلی به شما نمی دهند. خالی خالی ، تغذیه زنگ تفریح را خودتان باید ببرید توی هواپیما. ( البته خطوط هوایی غربی نیست شرقی است !)
Kimia گفت،
می 28, 2009 در 4:43 ق.ظ.
You wouldnt need the insurance only if you are living for yourself( free, independent with no responsibility to anybody in this world. no wife and no child to secure.