نجواها
تاجیکها به مسافر میگویند: «راه سپید» یعنی سفرت به خیر باشد
ژوئیه 3, 2009
پیراهنی برای نپوشیدن
by
bamdadi
توی دستهایم گرفتمش. نرم بود. بوی دوردستها را میداد. بوی شنهای دریا را میداد.
به صورتم چسباندمش. خودش بود. مرجانهای خرد شده و صدفها. بوی آفتاب و ساحل و خاطره.
تمام این سالها مانده بود. این عطر از تار و پود کتانیاش بیرون نرفته بود. همانطور در الیافش تنیده شده بود که در ذهن و خاطرهی من.
این عطرها، رفتنی نیستند. این پیراهن را نباید پوشید؛ فقط باید توی کمد نگاهش داشت و گاهی آمد و در آغوشاش گرفت و در بازخوانی عطر و خاطرهاش غوطهور شد.
مشترک نجواها شوید
3 دیدگاه
دنبالکردن
دنبالکردن “نجواها”
هر نوشتهٔ تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.
به 1,375 مشترک دیگر بپیوندید
نیرو گرفته از WordPress.com