هیش ش ش ش ش ش ش ش ش ش !!!!

- هیییش ش ش ش ش ش!!‌

- چرا؟

- آروم حرف بزن. می‌شنون‌.

- کیا؟

- اونا.

- خوب بشنون.

- خوب نیس بشنون. یواش حرف بزن…. اصلن حرف نزن!

- اینا که سرشون توی هر سوراخی هس. چه یواش حرف بزنیم چه بلند می‌شنون. یه دفعه بگو نفسم نکشیم!

- هی ش ش ش ش ش ش ش ش ش !!!!!!!

- بذار بشنون. بذار حرفای خصوصی ما رو هم بشنون. اصلا بذار صدای نفس‌ کشیدنمون رو هم بشنون. به درک!!!


مشترک نجواها شوید

5 دیدگاه

  1. صندوقک گفت،

    جولای 5, 2009 در 5:44 ق.ظ.

    :)

  2. شانگوله گفت،

    جولای 6, 2009 در 7:03 ق.ظ.

    هیش ش ش ش ..!

  3. kg گفت،

    جولای 8, 2009 در 9:06 ق.ظ.

    یادم به یک جوکی افتاد البته ربطی به این پست نداره مال پست شیرین ناپلئونی هست:
    تهرونیه میره رشت رستوران میگه سبزی پلو بیارین با ماهی! براش میارن میبینه ماهی نداره هی میگرده میبینه حتی یه کمی هم ماهی توش نیست میگه گارسون اینکه ماهی توش نداره . رشتیه میگه : پر روی پر توقع مگه ما میاییم تهران شیرین ناپلئونی میخوریم شما لاش ناپلئون میذارین؟ ولی ما میخوریم تا حالا چیزی هم نگفتیم. آخه شما تهرونیا چقدر پر توقعین!
    میگم هنوزم شیرینی ناپلئونی شیرینی فروشی مجلسی تقاطع کریم خان و سپهبد قرنی بهترینه یا جای دیگه هم هست که من بلد نیستم؟

  4. مارس 27, 2010 در 2:47 ب.ظ.

    [...] خانه‌ی خود بنامم. جایی که دیگر مجبور نباشم از ترس شنود نجواهای شبانه‌ام از درون [...]

  5. مارس 27, 2010 در 3:57 ب.ظ.

    [...] خانه‌ی خود بنامم. جایی که دیگر مجبور نباشم از ترس شنود نجواهای شبانه‌ام از درون [...]


فرستادن دیدگاه