ناقوس جدایی
by bamdadi
از توی صندوق کارتونی درش آورد و در میان جمعیت به دستم داد. عنوان کتاب به نظرم آشنا رسید: «ناقوس جدایی».
فقط کسری از ثانیه لازم بود تا زیر موج خاطرههایی که پشت عنوان این کتاب پنهان شده بود غرق شوم.
با احتیاط کتاب را باز کردم و این آرزوی شگفتانگیز را که بیش از ده سال پیش با دستخطی غیررسمی نوشته بود بازخوانی کردم:
«تقدیم به … عزیز
امیدوارم هیچگاه خشتی در دیوار نباشی
.
دوست صورتی تو …»