تغییرِ دین

{بحث تغییر دین دادن فلانی بود. از آن‌هایی که تا دیروز مسیحی بی‌خاصیت بوده و ناگهان تصمیم گرفته مسلمان شود، آن‌هم از آن دو‌آتشه‌هایش.}

- به نظرم کسی که دین‌اش رو عوض می‌کنه و این‌طور متعصب می‌شه توی دین جدید یه جای کارش می‌لنگه.

- چطور؟

- بذار یه طور دیگه بگم. کسی که آدم بودن رو بلد نیست و می‌خواد با تغییر دین، آدم بشه به نظرم یه جای خیلی اساسی کارش می‌لنگه.


مشترک نجواها شوید

9 دیدگاه

  1. منفرد گفت،

    اکتبر 11, 2009 در 6:29 ب.ظ.

    به عنوان یک محقق ادیان میگم، اینجوری با مذهب و دین کسی برخورد نکنید….
    مسیحی بی خاصیت یعنی چی؟… مسلمون دو آتیشه یعنی کی؟
    تغییر دین یک پروسه ی خاص خودش رو داره…. و تعصب هم حدودی که اگه زیاد بشه اون وقت فاجعه آمیز میشه…
    خیلی از مسلمون ها باید تغییر دین بدن و از نو مسلمون بشن…
    یک چیز دیگه، هنر دین(اخلاقیات) این هست که انسان تربیت میکنه و از وحشی شدن(خوی حیوانی) اون جلوگیری میکنه…. یکی از کارکردهای دین، کنترل انسان هست…. کنترل نفس اماره…
    نمیخوام زیاد ادامه بدم… اینجا جاش نیست… آخه روزنوشت نوشتین…. جای نقد نداره که!!!

    • خودم گفت،

      اکتبر 11, 2009 در 7:54 ب.ظ.

      منفرد:
      حق با شماست. من البته نقل قول کردم قسمتی از گفتگویی که شاهدش بودم. لزوما به معنای تایید همه‌ی کلمه‌های اون نیست.
      مسیحی بی‌خاصیت منظور احتمالا آدمی که فقط به صورت شناسنامه‌ای مسیحی هست. از این جور مسلمون‌ها هم زیاد داریم. یعنی مسلمونی که فقط شناسنامه‌ای مسلمونه.
      نکته‌ای که توی این مکالمه توجه من رو جلب کرد، تغییر آیین از ایکس به ایگرگ یا برعکس نبود. بلکه این بود که انسانیت و آدم بودن چیزی نیست که با این حرکت‌های ظاهری بشه به اون رسید.

      مقصود تویی کعبه و بت‌خانه بهانه…

      در روزانه‌ها هم می‌شود بحث کرد.
      ممنون از توجه شما.

      • ن.1 گفت،

        اکتبر 14, 2009 در 8:43 ب.ظ.

        جداي اين بحث كه ايا دين به حركت در مسير انسانيت كمك مي كنه و تا چه حد؛ من فكر مي كنم اين حركت هاي ظاهري هم مي تونه گامي باشه براي رسيدن..هر كسي راه خودش و ابزار خودش رو انتخاب مي كنه

      • admin گفت،

        اکتبر 24, 2009 در 12:13 ب.ظ.

        باور کنید من هم فقط توی شناسنامه‌ام مسلمونم‌ام، ولی این‌قدرها هم بی‌خاصیت نیستم!

  2. حنان گفت،

    اکتبر 11, 2009 در 10:17 ب.ظ.

    بله الزاما ربطی به دین نداره. حکایت گردکان بر گنبد!

  3. اکتبر 12, 2009 در 1:15 ب.ظ.

    [...] تغییرِ دین « نجواها najvaha.com/2009/10/11/change-of-religion – view page – cached Tags: مذهب, مسلمان, مسیحی, آدم, آدم بودن, انسان, انسان بودن, ایمان, تغییر دین, دین — From the page [...]

  4. صندوقک گفت،

    اکتبر 12, 2009 در 1:21 ب.ظ.

    به نظر منهم اگر کسی بتونه در دین خودش خوب باشه یعنی خوبه ، بعید تغییر دین در خوب بودن یا بد بودن آدمها تاثیر بگذاره

  5. admin گفت،

    اکتبر 24, 2009 در 11:57 ق.ظ.

    به نظر من هرکسی باید راه خودش رو تو زندگی پیدا کنه، از نظر من دین دو چیز کلی رو به آدم میرسونه، یکی این که چگونه رفتار کنیم، چه کارهایی رو انجام بدیم و از چه کارهایی دوری کنیم، و دیگری این که چه عقیده‌ای داشته باشیم. نظر شخصی‌ه من اینه که هر دینی در هر دو مورد اشتباه می‌کنه. تو مورد اول وجدان انسان‌ها به کمکشون میاد و راه درست رو بهشون نشون می‌ده، تو مورد دوم هم انسان‌ها می‌تونند با عقلشون فلسفه‌ای منطقی برای زندگی‌شون داشته باشن. من دین رو یک جور راه راحتی می‌دونم برای کسایی که نمی‌خواهند بیندیشند. به قول شاعر:
    So rise and be your master you don’t need to be a slave
    Of memory ensnared in a web, in a cage

  6. امیر گفت،

    اکتبر 30, 2009 در 1:26 ب.ظ.

    من طی سالها بویژه دهه اخیر شاهد تغییر دین افراد زیادی بوده ام اما هیچکدام از انها با مسلمان شدن دختری مسیحی که بخاطر عشقش صورت گرفت مرا مجذوب نکرد بلکه موجب حیرت هم برایم بوده که ادم چطور میتواند برای رفع احتیاجات(اسمش گدایی-یا دین فروشی-شاید هم تملق گویی عقیدتی)میتواند اینطور بالانس انهم ایدئولوژیک بزند؟؟!!!واقعا از صدها مورد تغییر دین حتی به یک مورد واقعی و تحقیقی هم برخورد نکرده ام.
    ودر خاتمه نظر من انسان خوب بودن مهمتر است از هر نام یا پسوند دیگر داشتن.


فرستادن دیدگاه