سئوال کلیدی

بهترین سئوال ممکن را می‌پرسید. نه فضولی می‌کرد و نه بی‌اعتنا بود. او عادت داشت به شیواترین، ساده‌ترین و موجزترین شکل ممکن احوالم را بپرسد. همکارم را می‌گویم، همان‌که توی آن اتاقک شیشه‌ای توی راهرو می‌نشست.

هر بار که بعد از مدتی من را می‌دید و می‌خواستیم با هم گپی بزنیم و از روزگار و احوال یکدیگر با خبر شویم، به جای این‌که سعی کند بیهوده حال و احوال من را تفسیر و تحلیل کند از من می‌پرسید:

- «الان خوشحالی؟»

موجز و ظریف و شفاف و تکان‌دهنده. دقیقن همین است. خوشحال بودن. و شگفتا که ذره‌ای هم فضولی در این سوال نیست.

نکته‌ی اول و آخر همین است. خوشحال بودن و دیگر هیچ. پاسخ این سئوال را به من بده تا بدانم چند و چون زندگی‌ات چگونه است.

باور کنید کفایت می‌کند و همه چیز را در خودش دارد چرا که این یک سئوال کلیدی است و فقط آدم‌های کاردرست سئوال‌های کلیدی می‌پرسند.

چقدر دوست دارم کسی از من بپرسد «الان خوشحالی؟».


مشترک نجواها شوید

8 دیدگاه

  1. شهریار گفت،

    دسامبر 7, 2009 در 2:04 ب.ظ.

    حالا الان خوشحالی؟

    • خودم گفت،

      دسامبر 16, 2009 در 3:35 ق.ظ.

      خوشحالم. مرسی

  2. a happy girl گفت،

    دسامبر 7, 2009 در 4:36 ب.ظ.

    Thanks
    Absolutely, it was the best question to know how are you?

  3. حنان گفت،

    دسامبر 8, 2009 در 12:53 ق.ظ.

    واقعا کلیدیست. اما جواب دادن به این سوال هم سخته!

  4. محمد حسین ربیعی گفت،

    دسامبر 8, 2009 در 9:26 ق.ظ.

    تامل برانگیز بود!

  5. سينتيا گفت،

    دسامبر 9, 2009 در 7:46 ق.ظ.

    آره سوال خوبيه. جامع و مانع. ولي در جمع دوستانه‌ي من و رفقا بيشتر شوخيه تا سوال! :) “خوبي؟” بهتره!

  6. kg گفت،

    دسامبر 9, 2009 در 2:44 ب.ظ.

    خب خوش بحالت که این سوال رو ازت میپرسید. فکر کنم اهل سرزمین شازده کوچولو بود. نیازی به اندازه و متر نداشت کافی بود رنگها را بداند و حالها را… امیدوارم که خوشحال باشی بیشتر از همیشه.

    • خودم گفت،

      دسامبر 16, 2009 در 3:36 ق.ظ.

      ممنون


فرستادن دیدگاه