سئوال کلیدی

بدست bamdadi

بهترین سئوال ممکن را می‌پرسید. نه فضولی می‌کرد و نه بی‌اعتنا بود. او عادت داشت به شیواترین، ساده‌ترین و موجزترین شکل ممکن احوالم را بپرسد. همکارم را می‌گویم، همان‌که توی آن اتاقک شیشه‌ای توی راهرو می‌نشست.

هر بار که بعد از مدتی من را می‌دید و می‌خواستیم با هم گپی بزنیم و از روزگار و احوال یکدیگر با خبر شویم، به جای این‌که سعی کند بیهوده حال و احوال من را تفسیر و تحلیل کند از من می‌پرسید:

- «الان خوشحالی؟»

موجز و ظریف و شفاف و تکان‌دهنده. دقیقن همین است. خوشحال بودن. و شگفتا که ذره‌ای هم فضولی در این سوال نیست.

نکته‌ی اول و آخر همین است. خوشحال بودن و دیگر هیچ. پاسخ این سئوال را به من بده تا بدانم چند و چون زندگی‌ات چگونه است.

باور کنید کفایت می‌کند و همه چیز را در خودش دارد چرا که این یک سئوال کلیدی است و فقط آدم‌های کاردرست سئوال‌های کلیدی می‌پرسند.

چقدر دوست دارم کسی از من بپرسد «الان خوشحالی؟».


مشترک نجواها شوید