حتما لازم بود توضیح دهد تا متوجه شوم آدم تعطیلی است. شاید تعطیل بودن تعریفی هم داشته باشد. برخی به آدمهایی که برای مست بودن نیازی به مشروب خوردن ندارند تعطیل میگویند، برخی دیگر به آدمهایی که حتی بعد از مشروب خوردن هم مست نمیشوند، تعطیل میگویند. اما شاید تعریف کلی آن این باشد که در شرایطی که همه چیز حکایت از «آن» میکند «این» باشی.
و اگر توی تعریف خیلی چیزها شک داشته باشم این یک چیز را میدانم که دست کم توی یک شب روشن برفی که آسمان و زمبن و درختها همه حکایت از «آن» میکنند، «این» بودن عادی نیست.