حتما لازم بود توضیح دهد تا متوجه شوم آدم تعطیلی است. شاید تعطیل بودن تعریفی هم داشته باشد. برخی به آدمهایی که برای مست بودن نیازی به مشروب خوردن ندارند تعطیل میگویند، برخی دیگر به آدمهایی که حتی بعد از مشروب خوردن هم مست نمیشوند، تعطیل میگویند. اما شاید تعریف کلی آن این باشد که در شرایطی که همه چیز حکایت از «آن» میکند «این» باشی.
و اگر توی تعریف خیلی چیزها شک داشته باشم این یک چیز را میدانم که دست کم توی یک شب روشن برفی که آسمان و زمبن و درختها همه حکایت از «آن» میکنند، «این» بودن عادی نیست.
ايني که تو گويي نه اين است
اين همان آن است که اين است
شب برفي و جنگل آسمان تو
نه! حکايت نيست اين بودن در اين صبح
حکايت آن تو بود و ندانستم که آن بود
ولي حالا که دانستم …
با اینحساب تعطیلبودن همیشههم بد نیست، و پیشنهاد میکنم کمپینی برای حمایت از همهی تعطیلهای دگراندیش برپا بشه
+ «شبهای روشن» خوبی داشته باشید بامدادیِ عزیز، و تعطیلبودن توی چنینموقعیتهایی همیشههم بد نیست…
ايني که تو گويي نه اين است
اين همان آن است که اين است
شب برفي و جنگل آسمان تو
نه! حکايت نيست اين بودن در اين صبح
حکايت آن تو بود و ندانستم که آن بود
ولي حالا که دانستم …
چی بگم. شاید تعطیل بودن بهترین روش برای جور دیگری بودن باشه.
با اینحساب تعطیلبودن همیشههم بد نیست، و پیشنهاد میکنم کمپینی برای حمایت از همهی تعطیلهای دگراندیش برپا بشه
+ «شبهای روشن» خوبی داشته باشید بامدادیِ عزیز، و تعطیلبودن توی چنینموقعیتهایی همیشههم بد نیست…
تو توضیح خواستی یا خودش توضیح داد!
معلومه که فرق میکنه. گاهی وقتی توضیح
میخوای باعث میشی طرف وانمود کنه که
تعطیله… بعضی ها از مثل همه بودن میترسن…