آن بودن و این بودن

حتما لازم بود توضیح دهد تا متوجه شوم آدم تعطیلی است. شاید تعطیل بودن تعریفی هم داشته باشد. برخی به آدم‌هایی که برای مست بودن نیازی به مشروب خوردن ندارند تعطیل می‌گویند، برخی دیگر به آدم‌هایی که حتی بعد از مشروب خوردن هم مست نمی‌شوند، تعطیل می‌گویند. اما شاید تعریف کلی آن این باشد که در شرایطی که همه چیز حکایت از «آن» می‌کند «این» باشی.

و اگر توی تعریف خیلی چیزها شک داشته باشم این یک چیز  را می‌دانم که دست کم توی یک شب روشن برفی که آسمان و زمبن و درخت‌ها همه حکایت از «آن» می‌کنند، «این» بودن عادی نیست.

و «این» خود حکایت دیگری است.


مشترک نجواها شوید

4 دیدگاه

  1. gh گفت،

    دسامبر 16, 2009 در 5:50 ب.ظ.

    ايني که تو گويي نه اين است
    اين همان آن است که اين است
    شب برفي و جنگل آسمان تو
    نه! حکايت نيست اين بودن در اين صبح
    حکايت آن تو بود و ندانستم که آن بود
    ولي حالا که دانستم …

  2. گلی گفت،

    دسامبر 17, 2009 در 1:26 ق.ظ.

    چی بگم. شاید تعطیل بودن بهترین روش برای جور دیگری بودن باشه.

  3. صورتی گفت،

    دسامبر 17, 2009 در 6:39 ب.ظ.

    با این‌حساب تعطیل‌بودن همیشه‌هم بد نیست، و پیشنهاد می‌کنم کمپینی برای حمایت از همه‌ی تعطیل‌های دگراندیش برپا بشه
    + «شب‌های روشن» خوبی داشته باشید بامدادیِ عزیز، و تعطیل‌بودن توی چنین‌موقعیت‌هایی همیشه‌هم بد نیست…

  4. kg گفت،

    دسامبر 22, 2009 در 7:51 ب.ظ.

    تو توضیح خواستی یا خودش توضیح داد!
    معلومه که فرق میکنه. گاهی وقتی توضیح
    میخوای باعث میشی طرف وانمود کنه که
    تعطیله… بعضی ها از مثل همه بودن میترسن…


فرستادن دیدگاه