<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌های نجواها</title>
	<atom:link href="http://najvaha.com/comments/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://najvaha.com</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Tue, 14 Feb 2012 15:07:18 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در عشق روز ندارد، به سلامت! توسط  fereshteh</title>
		<link>http://najvaha.com/2012/02/14/%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%8c-%d8%a8%d9%87-%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa/#comment-1273</link>
		<dc:creator><![CDATA[fereshteh]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 Feb 2012 15:07:18 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">https://twitts.wordpress.com/?p=1369#comment-1273</guid>
		<description><![CDATA[معتقدم همدل ، یکدل و یکرنگ بودن بهتر از عشقی کاملا زود گذر است. دلم واقعا برای یک عشق به معنای واقعی عشق تنگ شده.....]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>معتقدم همدل ، یکدل و یکرنگ بودن بهتر از عشقی کاملا زود گذر است. دلم واقعا برای یک عشق به معنای واقعی عشق تنگ شده&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در مرگ پدربزرگ توسط  ناشناس</title>
		<link>http://najvaha.com/2012/02/02/grand-father/#comment-1272</link>
		<dc:creator><![CDATA[ناشناس]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Feb 2012 07:57:13 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1330#comment-1272</guid>
		<description><![CDATA[مادر بزرگ جوان و زیبات که سال ها در نهایت تنگدستی و تنهایی بچه را بزرگ کرد مبارز بود... نه پدر بزرگت]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مادر بزرگ جوان و زیبات که سال ها در نهایت تنگدستی و تنهایی بچه را بزرگ کرد مبارز بود&#8230; نه پدر بزرگت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در مرگ پدربزرگ توسط  ناشناس</title>
		<link>http://najvaha.com/2012/02/02/grand-father/#comment-1271</link>
		<dc:creator><![CDATA[ناشناس]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Feb 2012 06:38:54 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1330#comment-1271</guid>
		<description><![CDATA[یه چیزی بنویس که تن مرده ات تو قبر نلرزه.. اون یه آدم معمولی بود که به بهانه ی این مزخرفاتی که نوشتی زن جوون و چند تا بچه قد و نیم قدشو ول کرد و رفت آلمان و سال ها  زن بازی کرد و تجارت کرد و حال کرد .. وقتی پیر شد و بچه هاشو زن بدبخت به سر و سامون رسونه بود،د برگشت ایران... حقیقت رو بنویس یا دست کم سکوت کن و دروغ ننویس.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یه چیزی بنویس که تن مرده ات تو قبر نلرزه.. اون یه آدم معمولی بود که به بهانه ی این مزخرفاتی که نوشتی زن جوون و چند تا بچه قد و نیم قدشو ول کرد و رفت آلمان و سال ها  زن بازی کرد و تجارت کرد و حال کرد .. وقتی پیر شد و بچه هاشو زن بدبخت به سر و سامون رسونه بود،د برگشت ایران&#8230; حقیقت رو بنویس یا دست کم سکوت کن و دروغ ننویس.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در تهران: بعد از ۸ سال توسط  صندوقک</title>
		<link>http://najvaha.com/2012/02/03/tehran-after-8-years/#comment-1270</link>
		<dc:creator><![CDATA[صندوقک]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 03 Feb 2012 11:16:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1336#comment-1270</guid>
		<description><![CDATA[شهرادم... چرا خیلی وقتها ادم نمیتواند از شهرش بگذرد..]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شهرادم&#8230; چرا خیلی وقتها ادم نمیتواند از شهرش بگذرد..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در مرگ پدربزرگ توسط  سینتیا</title>
		<link>http://najvaha.com/2012/02/02/grand-father/#comment-1269</link>
		<dc:creator><![CDATA[سینتیا]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 02 Feb 2012 22:41:01 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1330#comment-1269</guid>
		<description><![CDATA[روان‌شان شاد!]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>روان‌شان شاد!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در مونولوگ توسط  میهمان</title>
		<link>http://najvaha.com/2011/10/09/%d9%85%d9%88%d9%86%d9%88%d9%84%d9%88%da%af/#comment-1267</link>
		<dc:creator><![CDATA[میهمان]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 10 Nov 2011 21:53:43 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1297#comment-1267</guid>
		<description><![CDATA[یک هفته آره، ولی فکرشو بکن اون برفی که گفتی در باز نشه خب باید از توش با یه بیل چاله کند تا شب قدم زد! حالا فرض کن تو شب مهتاب هم نباشه یه اتفاقی هم بیرون بیفته . نه موبایلی نه آدمی خب آدم یخ میزنه! خلاصه گفتم اونور قضیه رو هم ببینین ... هاها ببخشید عیشتونو منقص کردم.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>یک هفته آره، ولی فکرشو بکن اون برفی که گفتی در باز نشه خب باید از توش با یه بیل چاله کند تا شب قدم زد! حالا فرض کن تو شب مهتاب هم نباشه یه اتفاقی هم بیرون بیفته . نه موبایلی نه آدمی خب آدم یخ میزنه! خلاصه گفتم اونور قضیه رو هم ببینین &#8230; هاها ببخشید عیشتونو منقص کردم.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در دیدن توسط  میهمان</title>
		<link>http://najvaha.com/2011/10/16/%d8%af%db%8c%d8%af%d9%86/#comment-1266</link>
		<dc:creator><![CDATA[میهمان]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 08 Nov 2011 22:39:16 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1312#comment-1266</guid>
		<description><![CDATA[واسه همینه که از دیدن بقیه چیزها مبهوت میشیم!]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>واسه همینه که از دیدن بقیه چیزها مبهوت میشیم!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در خونه‌ٔ ایده‌آل توسط  میهمان</title>
		<link>http://najvaha.com/2011/11/02/%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%94-%d8%a7%db%8c%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%a2%d9%84/#comment-1265</link>
		<dc:creator><![CDATA[میهمان]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 08 Nov 2011 22:37:37 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1324#comment-1265</guid>
		<description><![CDATA[خونه ی دومی خیلی بهتر از اولیه. در واقع اولی قابل تحمل نیست. اگرچه میهمان گرچه عزیز است ولی خفه میسازد اگر آید و بیرون نرود! بازم بستگی داره کی باشه اون میهمان.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>خونه ی دومی خیلی بهتر از اولیه. در واقع اولی قابل تحمل نیست. اگرچه میهمان گرچه عزیز است ولی خفه میسازد اگر آید و بیرون نرود! بازم بستگی داره کی باشه اون میهمان.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در وقتی که مُرد توسط  نگار</title>
		<link>http://najvaha.com/2011/09/08/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%8f%d8%b1%d8%af/#comment-1264</link>
		<dc:creator><![CDATA[نگار]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Nov 2011 15:56:41 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1290#comment-1264</guid>
		<description><![CDATA[مردن هیچگاه به تلخی فراموشی یک بودن نیست.]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مردن هیچگاه به تلخی فراموشی یک بودن نیست.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در آیا می‌شود دوباره عاشق شد؟ توسط  anahita</title>
		<link>http://najvaha.com/2010/01/14/is-it-possible-to-fell-in-love-again/#comment-1263</link>
		<dc:creator><![CDATA[anahita]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 25 Oct 2011 12:38:40 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=799#comment-1263</guid>
		<description><![CDATA[مگذار که عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود !
مگذار که حتی آب دادنِ گلهای باغچه ، به عادتِ آب دادنِ گلهای باغچه بدل شود !
عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست ، پیوسته نو کردنِ خواستنی ست که خود پیوسته ، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن.
تازگی ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق . چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند ؟
عشق، تن به فراموشی نمی سپارد ، مگر یک بار برای همیشه .
جامِ بلور ، تنها یک بار می شکند . میتوان شکسته اش را ، تکه هایش را ، نگه داشت . اما شکسته های جام ،آن تکه های تیزِ برَنده ، دیگر جام نیست .
احتیاط باید کرد . همه چیز کهنه میشود و اگر کمی کوتاهی کنیم ، عشق نیز .
بهانه ها جای حسِ عاشقانه را خوب می گیرند..]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مگذار که عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود !<br />
مگذار که حتی آب دادنِ گلهای باغچه ، به عادتِ آب دادنِ گلهای باغچه بدل شود !<br />
عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست ، پیوسته نو کردنِ خواستنی ست که خود پیوسته ، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن.<br />
تازگی ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق . چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند ؟<br />
عشق، تن به فراموشی نمی سپارد ، مگر یک بار برای همیشه .<br />
جامِ بلور ، تنها یک بار می شکند . میتوان شکسته اش را ، تکه هایش را ، نگه داشت . اما شکسته های جام ،آن تکه های تیزِ برَنده ، دیگر جام نیست .<br />
احتیاط باید کرد . همه چیز کهنه میشود و اگر کمی کوتاهی کنیم ، عشق نیز .<br />
بهانه ها جای حسِ عاشقانه را خوب می گیرند..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در مونولوگ توسط  بهرنگ</title>
		<link>http://najvaha.com/2011/10/09/%d9%85%d9%88%d9%86%d9%88%d9%84%d9%88%da%af/#comment-1260</link>
		<dc:creator><![CDATA[بهرنگ]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 11 Oct 2011 14:01:01 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1297#comment-1260</guid>
		<description><![CDATA[ایول خیلی حال میده منم همیشه آرزو دارم کاش حتی یک هفته آزاد بودم تا همینجوری که گفتی زندگی کنم در یک جای دور بدون آدم]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ایول خیلی حال میده منم همیشه آرزو دارم کاش حتی یک هفته آزاد بودم تا همینجوری که گفتی زندگی کنم در یک جای دور بدون آدم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در کابوس توسط  mojtaba</title>
		<link>http://najvaha.com/2011/07/25/%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%88%d8%b3/#comment-1259</link>
		<dc:creator><![CDATA[mojtaba]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 21 Sep 2011 21:50:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1248#comment-1259</guid>
		<description><![CDATA[زیبا می نویسی]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زیبا می نویسی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در وقتی که مُرد توسط  hmdrza</title>
		<link>http://najvaha.com/2011/09/08/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%8f%d8%b1%d8%af/#comment-1258</link>
		<dc:creator><![CDATA[hmdrza]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 17 Sep 2011 12:02:19 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1290#comment-1258</guid>
		<description><![CDATA[زجر کش شده بدیخت]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>زجر کش شده بدیخت</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در وقتی که مُرد توسط  رها</title>
		<link>http://najvaha.com/2011/09/08/%d9%88%d9%82%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d9%8f%d8%b1%d8%af/#comment-1257</link>
		<dc:creator><![CDATA[رها]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 16 Sep 2011 19:15:46 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1290#comment-1257</guid>
		<description><![CDATA[شمع هاي سياه سوخته اند،آب شده اند وتمام شده اند
ته شمعدان جسبيده اند،
ته شمعدان سبز مامان كه شمعدان سفره ي هفت سين امسال بود.
تو هم تمام شده اي
مثل بي بي 
باورم نمي شود شمع سياه خريده ايم و در شمعدان نشانده ايم]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>شمع هاي سياه سوخته اند،آب شده اند وتمام شده اند<br />
ته شمعدان جسبيده اند،<br />
ته شمعدان سبز مامان كه شمعدان سفره ي هفت سين امسال بود.<br />
تو هم تمام شده اي<br />
مثل بي بي<br />
باورم نمي شود شمع سياه خريده ايم و در شمعدان نشانده ايم</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در کسل کننده توسط  قر</title>
		<link>http://najvaha.com/2011/08/16/%da%a9%d8%b3%d9%84-%da%a9%d9%86%d9%86%d8%af%d9%87/#comment-1252</link>
		<dc:creator><![CDATA[قر]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 17 Aug 2011 13:52:02 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1281#comment-1252</guid>
		<description><![CDATA[اون خوابه، من کابوس میبینم!]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اون خوابه، من کابوس میبینم!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در باران توسط  آزاده</title>
		<link>http://najvaha.com/2011/07/14/%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86/#comment-1202</link>
		<dc:creator><![CDATA[آزاده]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 29 Jul 2011 20:57:07 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1170#comment-1202</guid>
		<description><![CDATA[«بیهوده دلت گرفته

                              بیهوده!

تا بوده جهان

               جهان همین بوده!

 

باید بروی به دیدنش، باید...

باری به هزار سال ابری هم

باران به اتاق تو نمی‌آید!»]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>«بیهوده دلت گرفته</p>
<p>                              بیهوده!</p>
<p>تا بوده جهان</p>
<p>               جهان همین بوده!</p>
<p>باید بروی به دیدنش، باید&#8230;</p>
<p>باری به هزار سال ابری هم</p>
<p>باران به اتاق تو نمی‌آید!»</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در اولین بار توسط  Sajjad</title>
		<link>http://najvaha.com/2011/07/20/%d8%a7%d9%88%d9%84%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b1/#comment-1201</link>
		<dc:creator><![CDATA[Sajjad]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 26 Jul 2011 12:42:35 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1223#comment-1201</guid>
		<description><![CDATA[@};-]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>@};-</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در شمام این‌طوری هستین؟ توسط  بهرنگ</title>
		<link>http://najvaha.com/2011/07/21/%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d9%87%d9%85-%d8%a7%db%8c%d9%86%e2%80%8c%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%86%d8%9f/#comment-1200</link>
		<dc:creator><![CDATA[بهرنگ]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 Jul 2011 04:24:28 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1226#comment-1200</guid>
		<description><![CDATA[منم هم دقیقا همینطور !!!]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>منم هم دقیقا همینطور !!!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در شمام این‌طوری هستین؟ توسط  مژده</title>
		<link>http://najvaha.com/2011/07/21/%d8%b4%d9%85%d8%a7-%d9%87%d9%85-%d8%a7%db%8c%d9%86%e2%80%8c%d8%b7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c%d9%86%d8%9f/#comment-1199</link>
		<dc:creator><![CDATA[مژده]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Jul 2011 16:34:32 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1226#comment-1199</guid>
		<description><![CDATA[:( من هم متأسفانه دقیقاً همین طوری ام]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p> <img src='http://s0.wp.com/wp-includes/images/smilies/icon_sad.gif' alt=':(' class='wp-smiley' />  من هم متأسفانه دقیقاً همین طوری ام</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>دیدگاه‌ در دانستن توسط  امین فارسی</title>
		<link>http://najvaha.com/2011/07/05/%d8%af%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%aa%d9%86/#comment-1197</link>
		<dc:creator><![CDATA[امین فارسی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Jul 2011 07:26:48 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://najvaha.com/?p=1070#comment-1197</guid>
		<description><![CDATA[گفت اهل کجایی که این‌گونه به باد می‌مانی؟ گفتم: از موی او برخاسته‌ام، به مویه نشسته‌ام .]]></description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>گفت اهل کجایی که این‌گونه به باد می‌مانی؟ گفتم: از موی او برخاسته‌ام، به مویه نشسته‌ام .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

